تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨

قيافهء امير حسين خان

« . . . چهره شجاع جالب نظر وى عارى از زيبايى است . عكسى از او بر ديوار اتاقى بود كه از من پذيرايى مىكرد كه از او خواهش كردم به من لطف كند . . . با آنكه قيافهء زشتى داشت اما هوش و اقتدار از وجناتش نمودار بود و هرچند كه بيش از شصت سال عمر داشت موى سر و ريش او سياه بود كه گمان مىكنم رنگ كرده بود . ريختى برجسته ولى چهره‌اى رنگ پريده داشت . كت و شلوار مشكى با دكمه‌هاى الماس بر تن و خنجرى الماس نشان بر كمر داشت و كلاهى از پوست بخارا بر سر كه آن را تا بناگوش پايين كشيده بود با دستكشهاى كتانى و جوراب سفيد و كفشهاى چرمى روباز . چون نزديك بين بود عينك آبى روشنى به چشم داشت . هنگام صحبت رفتار و حركاتش مانند كسى بود كه به فرمانروايى عادت يافته است . وقتى كه با مترجم حرف مىزد حالت هيجان شديدى نشان مىداد و موقعى كه امر به آوردن قليان و يا فرمانى مىداد كلام او لحن تحكم داشت . در سمت چپ او سيدى نشسته بود با عمامهء سبز و خلعت عجيبى به رنگ آبى سير كه گاهى در صورت اشارهء خان ، محض تأييد كلمه‌اى مىگفت و رفتارش روى هم رفته چنان مىنمود كه انعكاس وجود ارباب خويش است . يكى از فرزندان كوچك خان كه پسرى چهارده ساله بود حضور داشت و بعدا ميرزايى را هم كه چند كلمه فرانسه مىدانست فراخواند . چند نفر پيشخدمت در فاصلهء كمى ايستاده و به آوردن و بردن چاى و قهوه و يخ مشغول بودند . »

گفت‌وگو

در جواب پرسش من او نتوانسته بود كه بگويد چند نفر تبعه دارد ، زيرا هيچ‌گاه آنها را نشمرده بودند . ولى گفت چهل هزار خانوار تابع فرمان او مىباشند و هر خانوارى يك تومان ماليات مىپردازد با يك نفر هم سرباز ، و آنها سربازانى شايسته‌اند و با هركس