پيش گرفتند . از جمله سونداى ، به طوس و از طوس به رادكان شتافته رادكان چون مرغزار و جريان انهار رادكان او را خوش آمد متعرض اين ولايت نشد اما در خبوشان و اسفراين به قتل و غارت پرداخت . » « 1 »
قاضى احمد غفارى در تاريخ جهانآرا مىنويسد : « . . . نوروز اوئيل ، يكشنبه هشتم شعبان 972 هجرى . در اين سال ، امراى عظام چون معصوم بيك و ساير امراى عراق و كرمان به يورش خراسان مأمور گشته چون قلعه خبوشان را ازبكان به تغلب « 2 » گرفته بودند و به مير شهريار نامى كه راه وزارت على سلطان دارد سپرده بودند و او آنجا را به اقوام خود داده به ديدن وى رفته بود . جمعى از اهالى آنجا به سردارى پهلوان قمرى مراسم دولتخواهى به تقديم رسانيده بود . كسان شهر را بعضى به قتل آورد پارهاى را به در كردند . . . » « 3 »
در هفت اقليم نيز مسطور است كه « . . . خبوشان از جاهاى نيك خراسان است .
هلاكو خان به تجديد ، درصدد آبادانى آن گرديده و نبيرهاش ارغون خان نيز بر آن عمارت افزود . . . آب و هوايش در غايت درستى و سازگارى است و حاصلش از قسم غله و ميوه نيك به عمل مىآيد . . . » « 4 »
خبوشان در مراصد الاطلاع چنين آمده است : « بالفتح ، ثم الضم و بعد الواو الساكنه شين معجمة و آخره نون : بليدة بناحية نيسابور ، هى قصبة كورة استوا . » « 5 »
در كتاب بستان السياحه نيز مذكور است كه « خبوشان شهرى است از خراسان اكنون مشهور به قوچان . آبش معتدل و هوايش به سردى مايل ، گويند در زمين هموار اتفاق افتاده و جوانب آن گشاده است . قريب سه هزار خانه در اوست و نواحى معموره مضافات اوست . مردمش كرد و تاجيك و بدل نزديكند . عموما شيعى مذهب و
هامش
( 1 ) . صنيع الدوله ، محمد حسن خان . مطلع الشمس ، ج اول ، چاپ سنگى تهران ، 1301 ق ، ص 163 .
( 2 ) . غالب شدن : فرهنگ عميد .
( 3 ) . قاضى احمد غفارى ، تاريخ جهان آرا ، ( از روى نسخهء عكسى استانبول ) به مقابله و حاشيهء علامه قزوينى ، به اهتمام مجتبى مينوى ، تهران ، كتابفروشى حافظ ، سال 1343 ، ص 309 .
( 4 ) . رازى ، امين احمد . هفت اقليم ، به تصحيح و تعليق جواد فاضل ، تهران ، على اكبر علمى ( بىتا ) ، ج 2 ، ص 306 .
( 5 ) . صفى الدين عبد المؤمن بن عبد الحق البغدادى ، مراصد الاطلاع ، تحقيق و تعليق على محمد البجارى ، دار احياء الكتب العربيه ، الجزء الاول ، ص 450 .