تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
منزل مىنهادند و از آنجا كوچ بود تا به خبوشان رسيدند و آن قصبه‌اى است كه از اول خروج لشكر مغول تا اين حال معطل و خراب مانده بود و ابنيه و اماكن آن مىياب گشته و تمامت كاريزها بىآب شده چنانك بيرون ديوارهاى مسجد جامع ديوار بر پاى نبود و بيشتر از آن از سكان رعاياى آن ربعى از آن قصبه را بيع كرده بودم . چون هوس و ميل پادشاه به عمارات خرابيها مشاهده افتاد ، قصهء آن قصبه عرضه داشتم . پادشاه آن سخن را امضا فرمود و به تأسيس عمارت كاريز و رفع ابنيه و نصب بازار و خفض عيش رعايا و جمع ايشان يرليغ « 1 » داد . چنانك هرچ در عمارت آن صرف مىشد از خزانه نقد فرمود تا بر رعايا حملى نيفتد . تمامت قنوات آن بعد از انقطاع جارى شد و ارباب بعد از جلاى سنين باز آمدند و از قهستان دهاقين و مقنيان آوردند و آنجا ساكن گردانيدند و كارخانه‌ها بنا فرموده و باغى اساس نهاد متصل جامع و جامع آن مزار خراب گشته بود . صاحب اعظم سيف الدين آقا ، سه هزار دينار زر بفرمود تا عمارت آن آغاز نهادند و احياى آن كردند . مدت يك ماه در حدود استو توقف نمود ، چون كوه و صحرا از علف خالى شد كوچ فرمود . » « 2 » هلاكوخان مغول با اينكه چادرنشين باقىمانده بود سرگرم ساختمان بود . « وى در آلاداغ كاخ و در خوى ، معبد بودايى و در خبوشان كارخانه ساخت . . . » « 3 » اصولا دربارهء وجه تسميهء قوچان قول موثقى است كه وقتى طايفهء مغول به اطراف نسا و خبوشان يورش برده و به قتل و غارت پرداختند ، بعد از مقاومت بسيار ، عده زيادى كشته شدند و گروه كثيرى از مردم ، شهر را ترك گفته به كوهها پناه بردند و پس از سالها ويران ماندن - كه به قول عطا ملك جوينى در جهانگشاى جوينى از زمان خروج لشكر مغول تا عهد هلاكوخان طول كشيد - هلاكو آن را تجديد عمارت كرد و نبيره‌اش امير ارغوان بر آن عمارت افزود و به جمع رعايا يرليغ داد ؛ يعنى فرمان داد به اطراف و اكناف آواز دهند كه « قاچانله گلند » « 4 » بدين جهت لفظ « قاچانله » به قاچان و بعدها به قوچان ، كه به قول
هامش
( 1 ) . يرليغ ، بر وزن تبليغ ، فرمان پادشاه : فرهنگ عميد . ( 2 ) . عطا ملك جوينى ، علاء الدين . تاريخ جهانگشا ، به اهتمام محمد رمضانى ، تهران ، 1337 ، ج 3 ، ص 40 - 41 . ( 3 ) . و . پيكو لوسكايا [ و ديگران ] ، تاريخ ايران ، ترجمهء كريم كشاورز ، تهران ، 1354 ، ص 350 . ( 4 ) . قاچانله كلمهء تركى است . معنى جمله اين است : فراريها بيايند و در شهر خود ساكن شوند .
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 41 | رمضانعلى شاكرى