تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
رشيد الدين فضل اللّه همدانى لفظى مغولى است ، تبديل شد و از آن پس در آثار و مدارك تاريخى ثبت گرديد و به خبوشان نيز اطلاق شد . در تاريخ عالم‌آراى عباسى ، فصل ذكر امرا و حكام ولايات خراسان زمان شاه طهماسب صفوى ، آمده است كه « . . . ديگر اغلان بوداغى چكنى كه در خراسان حاكم خبوشان بود از امرا فارس بود . . . » و در باب مراجعت شاه عباس از هرات به مشهد مقدس نيز چنين مسطور است : « . . . و چون در خراسان امرى كه باعث توقف باشد نماند ، روضه مقدس را وداع فرمود ، رايات نصرت آيات را از راه رادكان و خبوشان به عزيمت استرآباد به جانب دشت بجريان در حركت آمد . » « 1 » كلاويخو اسپانيايى در سفرنامهء خود مىنويسد : « . . . آنگاه پنجشنبهء اول ژانويهء 1405 ميلادى ( برابر با 808 هجرى ) به شهرى رسيديم در آن سوى كوهستانها كه در دشتى واقع بود . اين شهر خبوشان نام دارد و حصارى ندارد و آن پنجشنبه و جمعه در آنجا مانديم . خبوشان نخستين شهر استان ماد است . . . » « 2 » و « 3 » صاحب مطلع الشمس به نقل از تذكرهء دولتشاهى گويد : « . . . سلطان آتسز خوارزمشاه در سال 551 هجرى در خرّمدره خبوشان به مرگ مفاجاة درگذشت . رشيد و طواط كه در موكب آن پادشاه بود بر تابوت آتسز آمده مىگريست و اين رباعى را مىخواند :
شاها فلك از سياستت مىلرزيد * پيش تو به طبع ، بندگى مىورزيد صاحب‌نظرى كجاست تا درنگرد * تا آن همه سلطنت بدين مىارزيد « 4 »
در تاريخ حبيب السير آمده است : « . . . چنگيز خان در ظاهر سمرقند استماع نمود كه سلطان محمد خوارزمشاه با معدودى از راه خراسان به طرف عراق گريخته ، جسته نويان و سونداى بهادر و توقجر را با سى هزار سوار از عقب سلطان محمد روان نمود و آنها در ربيع الآخر سنهء 617 از آب آمويه عبور كرد . به صوب هرات رفتند و هريك راهى
هامش
( 1 ) . اسكندر بيك منشى ، تاريخ عالم‌آراى عباسى ، تهران ، 1344 ، ص 141 و 578 . ( 2 ) . سفرنامهء كلاويخو ، ترجمهء مسعود رجب نيا ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 207 . ( 3 ) . از اينكه كلاويخو منطقهء خراسان و سمنان را جزء استان ماد ( كه در تقسيمات كشورى ايران قديم حدود آذربايجان بوده ) دانسته است ، اشتباه مىباشد . ( 4 ) . صنيع الدوله ، محمد حسن خان ، مطلع الشمس ، ج اول ، چاپ سنگى تهران ، 1301 ق . ص 161 .