تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
خبر خوشى مىآيد ) . 15 . جرو ر سر بالايى نذرين كه ادم زياد ميمره ، ها . ( جاروب را سر بالا نگذاريد كه آدم زياد مىميرد ) . 16 . وقتى جرو به پاى يك نفر خورد يك دنه از جرو ر بيشكنين . ( وقتى كه جارو به پاى يك نفر خورد يك دانه از جاروب را بشكنيد ) . و نيز كلمات و نمونه‌هاى ديگرى از محاورات و اصطلاحات مردم قوچان ، 1 . قيميش نمرم بازينگجه‌ى دستم باينچ ر گلون بتم . ( حيفم مىآيد كه با آرنج دستم گهواره را تكان بدهم ) . 2 . بيچم ر قجاق گرفتم . ( بچه‌ام را به آغوش گرفتم ) . 3 . با يك پيله او خوردم . ( با يك پياله آب خوردم ) . 4 . تو خب كن بذر او حرفشه بزنه . ( تو ساكت باش بگذار او حرفش را بزند ) 5 . او خسبيه بيدارش نكنىها . ( او خوابيده بيدارش نكنى ) . 6 . رفتم اور يك شپّات قيوم زدم . ( رفتم او را يك سيلى محكم زدم ) . 7 . دى روز مين اسطلخ اوقذر سينو كردم ك كلو رفتم . ( ديروز توى استخر اين‌قدر شنا كردم كه گيج شدم ) . 8 . در عينى كه آدم هپلى هپوى الم دغلى يم بلده . ( در عين اينكه آدم سفيه و ساده است دغل كارى هم بلد است ) . 9 . مور هم قدى قدى كرد و هم چومبليك گرفت . ( مرا هم قلقلك كرد و هم نيشگون گرفت ) . 10 . حولى ما درخت پيشى پيشى قلبه در . ( منزل ما درخت بيدمشك زياد دارد ) . 11 . برگز ببين غنده هاكه افتيه ميند و سماور كلون كه قلقل منه ، غين جيل نرفته بشه . ( بگريز ببين پنبه‌ها افتاده ميان سماور بزرگ كه مىجوشد ، پژمرده نشده باشد ) . 12 . ميندوى چقورى جلو خنه دستت خچار متم ك چخت ر نگا كنى . ( ميان گودالى جلو خانه دستت را فشار مىدهم كه سقف را نگاه كنى ) .