تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
دارد ، بنابراين ايرانى هستند نه عرب و ترك . بارزترين دليل اصالت نژاد و زبان مردم قوچان همان متداول بودن زبان فارسى و رسوم و عادات و آداب ايرانيان قديم در بين اين مردم است كه هنوز باقى و معمول است .

نمونه‌اى از گويشهاى مردم قوچان

اينك به برخى از امثال مردم قوچان اشاره مىكنيم : 1 . اقذر پخته كن كه بتنى بخرى . ( آن‌قدر پخته كن كه بتوانى بخورى ) . 2 . مو از آسيا ميوم تو ميگى نوبت نستك . ( من از آسيا مىآيم تو مىگويى نوبت نيست ) . 3 . موش به سلاخ نمره جرو بدمبش مبند . ( موش به سوراخ نمىرود جاروب به دمش مىبندد ) . 4 . به ديفال گشتى نميش تيكيه كرد . ( به ديوار گوشتى نمىشود تكيه كرد ) . 5 . از كنده تر دوود ور نمخز . ( از هيزم تر دود برنمىخيزد ) . 6 . دمبال مسافر او برز كه سلامت ور گرد . ( دنبال مسافر آب بريزيد تا سلامت برگردد ) . 7 . وقتى كه او صدا كرد امدن مهمون ر انتظار ديشته بشين . ( وقتى كه آب صدا كرد ، آمدن مهمان را انتظار داشته باشيد ) . 8 . وقتى كه مهتو گرفت به تشت ميسى ارثى بزنين تا زود وابر . ( وقتى كه مهتاب گرفت به تشت مسى ارثى بزنيد تا زود باز شود ) . 9 . شو جرو كردن بد . ( شب جارو كردن بد است ) . 10 . اگر عكسه زدى صبر كن . ( اگر عطسه زدى صبر كن ) . 11 . شو نمك ر طعام بگين . ( شب نمك را طعام بگوييد ) . 12 . وقتى كه زاچ درتر زييد آذون بگين . ( وقتى كه زائو ديرتر زائيد اذان بگوييد ) . 13 . وقتى كه نون نيشست مهمون ميه . ( وقتى كه نان نشست مهمان مىآيد ) . 14 . وقتى كه پلك چيشم تكون خورد خبر خوشى ميه . ( وقتى كه پلك چشم تكان خورد