دارد ، بنابراين ايرانى هستند نه عرب و ترك .
بارزترين دليل اصالت نژاد و زبان مردم قوچان همان متداول بودن زبان فارسى و رسوم و عادات و آداب ايرانيان قديم در بين اين مردم است كه هنوز باقى و معمول است .
نمونهاى از گويشهاى مردم قوچان
اينك به برخى از امثال مردم قوچان اشاره مىكنيم :
1 . اقذر پخته كن كه بتنى بخرى . ( آنقدر پخته كن كه بتوانى بخورى ) .
2 . مو از آسيا ميوم تو ميگى نوبت نستك . ( من از آسيا مىآيم تو مىگويى نوبت نيست ) .
3 . موش به سلاخ نمره جرو بدمبش مبند . ( موش به سوراخ نمىرود جاروب به دمش مىبندد ) .
4 . به ديفال گشتى نميش تيكيه كرد . ( به ديوار گوشتى نمىشود تكيه كرد ) .
5 . از كنده تر دوود ور نمخز . ( از هيزم تر دود برنمىخيزد ) .
6 . دمبال مسافر او برز كه سلامت ور گرد . ( دنبال مسافر آب بريزيد تا سلامت برگردد ) .
7 . وقتى كه او صدا كرد امدن مهمون ر انتظار ديشته بشين . ( وقتى كه آب صدا كرد ، آمدن مهمان را انتظار داشته باشيد ) .
8 . وقتى كه مهتو گرفت به تشت ميسى ارثى بزنين تا زود وابر . ( وقتى كه مهتاب گرفت به تشت مسى ارثى بزنيد تا زود باز شود ) .
9 . شو جرو كردن بد . ( شب جارو كردن بد است ) .
10 . اگر عكسه زدى صبر كن . ( اگر عطسه زدى صبر كن ) .
11 . شو نمك ر طعام بگين . ( شب نمك را طعام بگوييد ) .
12 . وقتى كه زاچ درتر زييد آذون بگين . ( وقتى كه زائو ديرتر زائيد اذان بگوييد ) .
13 . وقتى كه نون نيشست مهمون ميه . ( وقتى كه نان نشست مهمان مىآيد ) .
14 . وقتى كه پلك چيشم تكون خورد خبر خوشى ميه . ( وقتى كه پلك چشم تكان خورد