ميرزا سنگلاخ در خط نستعليق استاد مسلم بوده و در تمام عمر خود زن نگرفته و مسافرتهاى عديده كرده است . از جمله بيش از 25 سال در ممالك عثمانى و مصر به سر مىبرده ولى مانند غالب ، اهل هنر خالى از بعضى اخلاق و عادات عجيبه نبوده است .
از تأليفات او امتحان الفضلا در تذكرهء خطاطين است كه خود او در دو جلد به خط و چاپ بسيار اعلى در تبريز به طبع رسانده است . حاج ميرزا نجفعلى خان دانش مؤسس روزنامهء اختر و قنسول ايران در اسلامبول كه هم صحبت و همنشين ميرزا سنگلاخ در آن شهر بوده كليهء اشعارى را كه شعراى آن عهد در مدح ميرزا گفته بودند ، جمعآورى كرده و تحت عنوان مجمع الاوصاف به چاپ رسانده است . از هنرهاى دستى او سنگ مرمر بزرگ يكپارچهاى بود كه براى قبر حضرت پيغمبر محمد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و إله در قاهره درست كرد و چون در آن موقع در حجاز انقلاب و اغتشاش بود موفق نشد كه آن را به مدينه ببرد و بالاخره سنگ را با خود از مصر به تبريز آورد و چون مرد ، يكى از همسايگانش آن را در بقعهء امامزاده ابراهيم بر سر قبر وى نصب نمود . « 1 »
تأليفات وى عبارتند از : تذكره الخطاطين در 2 جلد ، برج زواهر ، درج جواهر و مجمع الاوصاف . در حجارى و نقاشى و خطاطى و هنرمندى از اعجوبههاى دوران و استاد زمان بوده است . مرحوم نشاط كه از خطاطان معاصر وى بوده اين رباعى را در حق او گفته است :
اى حضرت سنگلاخ اى راد استاد * وى گشته روان ابن مقله ز تو شاد
بر لوح مزار مير سطرى بنويس * كز روى خطت مشق كند تا به معاد « 2 »
21 . ساكت قوچانى نامش محمد رضا ، تخلّص وى « ساكت » اهل قوچان ، در تذكرة بساطين الخاقانيه آمده است ، وى ابتدا در دستگاه رضا قلى خان حاكم قوچان بوده و بعد كه احمد على ميرزاى قاجار براى انتظام اوضاع قوچان از مركز به خراسان آمده ساكت به خدمت شاهزاده شتافته و در آن دستگاه به خدمت و به امرار عمر مىپردازد .
اين اشعار از اوست :
هامش
( 1 ) . بامداد ، مهدى . تاريخ رجال ايران ، ص 30 - 129 .
( 2 ) . نخجوانى ، حسين . چهل مقاله نخجوانى ، تبريز ، 1343 ، ص 61 .