نوعى اگرچه در هر صنف شعر ، چيره دستى تام داشته ، اما مثنوى سوز و گداز « 1 » وى كه در سفينهها و بياضهاى متعددى نقل گرديده ، از مهمترين آثار او محسوب مىشود و آن را مىتوان « ستى نامه » اول فارسى ناميد .
و اينك ابياتى از مثنوى سوز و گداز :
الهى خندهام را نالكى ده * سرشكم را جگر پر كالكى ده
نفس را جلوهء آه جگر بخش * نظر را سوى خود راه سفر بخش
بجز عشق از همه وحى است و اعجاز * از او خلوتگه دل را بپرداز
دلم را عندليب آوازه گردان * گل باغم به آتش تازه گردان
مى شوقم ده از پيمانهء عشق * كه جوشد بر لبم پروانهء عشق
به آتش آب ده تيغ زبانم * كه جز حمدت نرويد از بيانم
بگير از لطف پس با خامه دستم * كه طفل خامه بر كاغذ شكستم
صرير خامهام را لحن نى كن * سخن را چاشنى مهمان مى كن
كلامم را ده از عزت خطابى * بلند افسر كن از ام الكتابى
به پا انداز حمدت كارجمند است * زبان با دل پرند اندر پرند است
من و حمدت زبان را خاك بر سر * ادب را درع طاقت چاك در بر
سزاوارت اداى چون منى نيست * كه حمد تو سراى چون منى نيست
به گاه خامشى محشر خروشم * چو شد وقت سخن صيد خموشم
زبان شوريدهاى گنگانه نطقم * فصاحت زادهاى ديوانه نطقم
من و ياراى حمد از من نيايد * كه پاس شعله از خرمن نيايد
همان بهتر چو عجزم خامه بشكست * كه هم در عرض حال خود زنم دست
و نيز در نعت حضرت رسالت پناه محمد مصطفى صلى اللّه عليه و إله و سلم گويد :
هامش
( 1 ) . مثنوى سوز و گداز نوعى خبوشانى در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران موجود است . . . مثنوى سوز و گداز نخستين بار در سال 1284 ق . يا اكبر نامه در لكنهو به چاپ رسيده و سپس ميرزا داوود ايرانى و انند . ك . كوماراسوامى سيلانى مثنوى مذكور را به زبان انگليسى ترجمه كردند كه در سال 1912 م . در لندن چاپ شده است . ( نقل از تلخيص سوز و گداز ملا نوعى خبوشانى به تصحيح دكتر امير حسن عابد . تهران ، بنياد فرهنگ ايران ، 1348 ) .