به قتل همچو منى دست و تيغ رنجه مفرما * كه كرد خنجر مژگان و تير غمزه كفايت
قيام اين قد و قامت مرا بس است قيامت * از آن قيامتم اى شيخ تا به چند روايت
ز جور او نكنم شكوه « سرخوشا » كه مرا به * ز دست دوست جفا تا ز غير دوست رعايت
چرا ز غفلت شهزادهء زمان ننمايم * اگر ز دست كسى بايدم نمود شكايت
جهان فضل و فطن بيگلربگى كه به گيتى * قرين و مثل نباشد كسش به عقل درايت
نگفت حال مرا پيش نام شه به صراحت * دگر كه گفت به دستور رمز بود و كفايت
23 . ميرزا نصرت قوچانى طبيب « 1 » ( 1253 - 1325 ه . ق . ) .
دكتر علينقى خراسانى حفظ الملك « نصرت قوچانى » . وى خود گويد : « . . .
قوچانى الاصل و تهرانى المسكن ، نياكانش پيشتر در معدن فيروزه نيشابور متوطّن بودهاند ، تا آنكه رضا قلى خان ايلخانى كرد زعفرانلو حاكم قوچان ايشان را از آنجا به قوچان كوچانيده است . ميرزا نصرت ( علينقى ) حدود سال 1253 ق . در آن شهر زاده شد . مقدمات ادبى را در مدرسهء عوضيه قوچان فرا گرفت و سپس به شهر مشهد رفت ، چند سالى در آنجا علوم رياضى ، طبيعى ، هيئت و حكمت آموخت . پس از آن به سبزوار رفت و حكمت الهى را نزد حكيم نامدار حاجى ملا هادى سبزوارى ( فوت 1289 ق . ) تحصيل كرد . ظاهرا به سال 1280 ق . چنان كه خود گويد در 28 سالگى به تهران آمد و در آنجا علوم هيئت و نجوم و طب را نزد استادان بياموخت و بسا كه از همان سال در مدرسهء دار الفنون پذيرفته شد « علوم جديد را از حساب و هندسه و هيئت و نجوم و طبيعى و تشريح ( جراحى ) و طب و زبان فرانسه حاصل نمود » طرايق الحقايق ، ج 3 ، ص 668 .
هامش
( 1 ) . معصومعليشاه ، طرائق الحقايق ، ج 3 ، ص 668 .