تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
چكمه‌هاى سرخ رنگ و كلاههاى پارچه‌اى به شكل « خود » بودند كه در وسط آن سر نيزه داشت و روى گوشهاى خود را با پوششهايى به شكل گوش فيل پوشانده بودند . اين نوع لباس كه قبلا در قواى سالار سابقه نداشت چگونه ظرف همين پنج شش روز فراهم شده بود . احتمال زياد مىرفت كه اين لباسها نيز از روسيه رسيده باشد . ( به نوشتهء پرفسور شروين باوند برادر لهاك خان سالار ، لباسهاى مخصوص مخمل قرمز اختراع و ابتكار خود سالار بوده و از جانب روس‌ها نبوده است و به قول سالار اين‌گونه پوشش نشانى از سرخ‌پوشان بابك خرم دين در روزگار خود در كوههاى آذربايجان بوده است ) در هر صورت مقارن غروب بود كه سالار وارد قوچان شد . به محض ورود به شهر اعلاميه‌اى به امضاى « كميتهء بالشويسم » « 1 » پخش كرد كه مردم قوچان حق ندارند صاحب‌منصبان قشون دولتى را در منازل خود پناه دهند و كسانى كه در خانهء خود اسلحه و يا افراد مسلح دولتى را مخفى كنند موظفند اسلحه‌ها را تحويل و مراتب را به كميته اطلاع دهند و الا منازل مشكوك بر سر صاحبان آنها ويران خواهد شد . مرحوم شمس فاطمى « 2 » كه از محترمان و مطلعان قوچان و خود ناظر جريان حملهء سالار بوده براى نگارنده چنين نقل مىكرد : « در همان ايام كه مصادف با ماه محرم بود به مسجد آذربايجانيهاى قوچان مىرفتيم ، به واسطهء ورود سالار ازدحام بسيار زياد بود ، به طورى كه شبستان و صحن مسجد مملو از جمعيت شده بود . به محض ورود ، يك نفر با صداى بلند گفت آقاى شمس ، اعلاميهء كميته را خوانده‌ايد ، من بدون توجه به اين صدا روانهء منزل شدم . چند نفر از حاضران مجلس اظهار كردند ما حاضريم شما را تا منزل همراهى كنيم . قبول نكردم زيرا به علت سابقهء ورود چند نفر از صاحب‌منصبان دولتى در منزل من و باقى گذاردن تعدادى جعبه فشنگ ، بيم آن مىرفت كه منزلم در محاصره باشد و خودم
هامش
( 1 ) . به نوشتهء پرفسور باوند برادر سالار كميته بالشويسم غلط است و كميته پاداشيزم صحيح است مركب از پاداش و ايسم از اصطلاح اختراعى خود سالار جنگ بوده است . ( 2 ) . مرحوم سيد اسمعيل شمس فاطمى فرزند سيد ابراهيم صديق الواعظين در سال 1284 ش . در شهر قوچان متولد شد . وى مردى عالم و مطلع و روشنفكر بود . در اواخر عمر ساكن مشهد شده و كارشناس دادگسترى بود . شمس فاطمى به سن 70 سالگى در 24 اسفند سال 1354 ش . هنگام مراجعت از سفر مكه بيمار شد و در شهر مشهد درگذشت .