تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
كلفت شهر و قلعه را به حمد اللّه نيت از سال درآورده ، روزى ده تومان فقط نان خشك براى شهر و قلعه مىخريديم سيصد تومان هم علاوه بر بعضى همراهيها كه به فقرا كردم به دار العجزه دادم اگر ممكن بود بيشتر مىدادم . . . با صد نفر نوكر و كلفت زياد نتوانستم خدمت به فقرا كنم همان كلفت و نوكر كه در سال فراوانى بودند همه را نگهدارى كردم يكى محض رضاى خدا و دوم محض سرزنش خلق كه نگويند در سال قحطى نوكر و كلفت را باختند . ده اسب و دويست گوسفند و ده رأس الاغ و چهار ماده گاو را هم از سال درآورده . . . گوسفند را يكى يك نان مىدادند كسى نمىخريد . از مروّت دور بود حيوانات را به كوچه بيندازيم . در صفحات خراسان صد من غله 140 تومان بيشتر گويا نشد ولى در كرمانشاه به واسطهء صدمات قشون منحوس روس صد من گندم 300 تومان شده بود برنج منى 7 تومان ، باوجود اين آدم ، آدم را نخورد ولى در سال 1287 كه قحطى شده بود در حكومت امير حسين خان يك نفر آدمخوار دو سه طفل را خورده بود كه به امر امير سنگسار كردند . كسانى كه از زمستان خلاص شدند در بهار كه باران نافع باريد . سد جوع را به گياه و يونجه‌زارها مىكردند ، بعد از چند ماه ورم كرده تلف مىشدند ، خداوند رحم فرمود ، اولا قحطى بيش از يكسال امتداد نيافت ، ثانيا اگر گندم كم بود ، كشمش زياد بود ، مردم كشمش مىخوردند . به حمد للّه كه گذشت ، خداوند همچه روزها را ديگر نيارد ، در ظرف مدت پنجاه سال عمر ، خرابى ، زلزله‌ها يا ملخ‌خوردگى و سيل ، هيچ كدام به قدر قحط و غلا به انسان باغيرت صدمه نمىزند . . . خاصه كريمى كه فقير شده باشد ، در روزنامه خواندم كه دو سه نفر به واسطهء خجالت اهل و عيال خود را مسمو كرده بودند . . . ليله 16 ، ج 1 ، سال 1338 ق . مدير الديوان افشار قوچانى . « 1 »
هامش
( 1 ) . از يادداشتهاى مرحوم مدير الديوان افشار در هامش ترجمهء تاريخ يمينى ، چاپ سنگى ، 1272 ق . ص 326 - 337 .
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 166 | رمضانعلى شاكرى