مىميرد . » « 1 »
در سال 1335 ق . مجددا قحطى سختى در قوچان پديد آمد : « گندم منى هشت هزار ، جو منى شش هزار . . . ، ماست منى چهارده هزار ، شير منى يك تومان ، روغن زرد منى چهار تومان ، مردم بىاندازه مردند .
قحطى سال 1335 در قوچان بدين شرح : « واضح بوده باشد ، قحط و غلائى كه در سنهء 1335 ق . در تمام ايران خاصه در خراسان حادث گرديد ، اگر از همّت عالى طبعان و مدبران عصر نبود مسلما بيشتر از زمانهاى قبل قتل نفس واكل ميته و آدمخوارى به وقوع مىپيوست ، چرا كه در هر شهر وجوهات اعانه از طبقات [ اهالى ] به زور و رضا جمع كرده و دار العجزه باز كردند . در قوچان جاى انبار مالياتى را دار العجزه قرار دادند . بيست نفر از وجوه اصناف و كسبه شهر را اعضاى خيريه ترتيب و منشى و دفتردار ترتيب داده قريب 600 نفر زن و بچه را در آنجا ما يحتاج از ترياك و شيرهء ترياك به گرفتاران بدبخت علاوه بر چاى و قند و تنباكو و نان مىدادند و فقراى ديگر را كه در شهر و از قلاع به شهر روى آورده بودند به معرفى معرّف روزى ده سير نان خشك مىدادند .
معادل پانزده هزار تومان وجه اعانه خرج شده پارهاى از اعضاى دار العجزه را گفتند ، ضمنا دزدى و دغل كرده از خون فقرا زالووار خوردند ولى بهره نبردند ، اگر تاجر بودند تا آخر سال ورشكست شدند يا مردند .
مرحوم عبد الرضا خان شجاع الدوله در همچو سالى حاكم بود ، هرجا غلّه سراغ مىكردند راپورت مىدادند ، فورا غله را تاراج . . . يا از صاحبش پيشكش مىگرفتند . . . بندهء شرمنده با آنكه چهل خروار در كلاته جات ملكى بذر كرده بودم ده خروار حاصل برنداشته بيست خروار فقط كشمش عايد باغات شد ده من ترياك و پانصد خروار كاه و پنجاه هزار بند يونجه حاضر داشتم . راه عشقآباد هنوز قدغن نشده بود و بساط امپراتورى را لگدمال نكرده بودند ، كشمش را خروارى صد تومان فروختم ، كاه را خروارى ده تومان ، ترياك منى صد تومان بتدريج داده ، دو زوج از كلاته غصب ( كذا ) به سه هزار تومان فروخته تمام اين وجوه را صرف ده ماه قحط غلا كرديم . صد نفر كوچ و
هامش
( 1 ) . رزم افروز ، عبد الحسين . قوچان را بشناسيم ، 1343 ( ماشين تحرير )