اعيان ، حاجى سيد تقى از جانب مالكان ، حاجى سيد ابراهيم صديق الواعظين از جانب تجار ، حاجى ميرزا بابا از جانب اصناف تعيين شده روانهء مركز ايالت گرديدند . منتخبين بعد از ورود به مشهد در منزل آقاى معزز الدوله نايب الاياله در حضور نظار حاضر شده و قرعه از ميان چهار تن به نام حاجى ميرزا بابا ( قوام السادات ) كه الحق لايق و شايستهء اين كار بود بيرون آمد و ايشان جزء وكلاى خراسان روانهء تهران شد . « 1 »
انجمن ولايتى قوچان انجمنى فعال و براى اتحاد و اتفاق و همچنين احقاق حق مردم قوچان بسيار مؤثر بوده ، دربارهء تعديل مالياتها و جلوگيرى از اجحاف و تعديات حكام زمان ، مرجعى مورد اطمينان بوده است . از اقدامات قاطعى كه در نتيجهء بيدارى مردم و قدرت قانونى انجمنهاى ولايتى در نهضت مشروطيت به عمل آمده خاتمه دادن به مسئلهء خفت بار اسارت زنان و دختران به جاى ماليات « 2 » بوده است . عين قضيه در كتاب آئينه تاريخ چنين آمده است :
« در زمامدارى عين الدوله ( 1284 ش . ) ، حاجى غلامرضا خان آصف الدوله شاهسون ، استاندار خراسان در وصول ماليات ارض از دهقانان مستمند چندان سختگيرى كرد كه مأمورانش در بجنورد و قوچان بيش از 50 زن و دختر روستايى از ايل باشقانلو را به جاى ماليات به اسارت گرفته به تركمنها فروختند . مجلس اول كه تشكيل
هامش
احزاب سياسى آن زمان از قبيل حزب دموكرات كه به نفع مردم تشكيل مىگرديد شركت مىكرد و چندى ليدر حزب در قوچان بود ، و روى همين استعداد و صلاحيت بود كه جزء چهار نفر منتخبان انجمن ولايتى قوچان براى وكالت دوره اول تقنينيه مجلس شوراى ملى گرديد .
مرحوم شيخ غلامرضا فاضل در تاريخ 1348 ق . در سن 68 سالگى فوت نمود . از وى پنج پسر و پنج دختر باقى ماند . آقاى حاج شيخ آقا فاضل بخششى كه خود از معاريف مشهد و مردى عالم و از وكلاى مبرز و درجه اول دادگسترى مشهد است و نيز آقاى على فاضل بخششى وكيل پايه يك دادگسترى ، از فرزندان آن مرحوم هستند .
( 1 ) . روزنامهء بشارت ، شمارهء 11 ، سال اول ، چاپ مشهد ، تاريخ 10 محرم 1325 ق . ص 2 .
( 2 ) . « حكايت قوچان را مگر نشنيدهايد كه پارسال [ مقصود سال 1323 ق . است ] زراعت به عمل نيامد و مىبايست هريك نفر مسلمان قوچانى سه رى گندم كه معادل 12 من است ماليات بدهد . چون نداشتند و كسى هم به داد آنها نرسيد ، حاكم آنجا سيصد دختر مسلمان را در عوض گندم ماليات گرفته ، هر دخترى را به ازاى 12 من گندم به تركمانان فروخت . گويند بعضى از دخترها را در حالت خواب از مادرهايشان جدا مىكردند زيرا بيچارهها راضى به تفرقه نبودند » ( نقل از تاريخ بيدارى ايرانيان ، تأليف ناظم الاسلام كرمانى ، تهران ، ص 206 و 207 . )