رستم كجاست تا كه بديدى كه بر چهسان * ايران به كام تخمهء افراسياب شد « 1 »
در سال 851 هجرى ميرزا علاء الدوله گوركانى و ميرزا ابو القاسم بابر در نواحى خبوشان صفوف قتال آراستند ، اما اركان دولت به ميانه افتاده و كار به صلح انجاميد و قرار شد كه خبوشان در ميان فاصله باشد « 2 » و در ربيع الاول سنه 870 هجرى ميرزا يادگار محمد بن ميرزا بايسنقر بن ميرزا شاهرخ چون از آذربايجان به قصد تسخير خراسان حركت كرد به نواحى اسفراين آمد ، سلطان حسين ميرزا بايقرا از هرات به مشهد آمد و از آنجا نيز نهضت كرده بر النگ رادكان عبور فرمود و در جلگاه خبوشان و يلغز آغاج « 3 » به شعب كوهى كه در ميان خبوشان و اسفراين حايل است نزول نمود . « 4 »
حوادث تاريخى قوچان از زمان صفويه تا انقلاب مشروطيت
قوچان در سال 972 هجرى از طرف معصوم بيگ و ساير امراى عراق و كرمان از ازبكان گرفته شد . « 5 » سال 998 ق . در اوقاتى كه عبد المؤمن به محاصره مشهد مىآمد نور محمد خان بن ابو المجد خان بن دين محمد خان بن الوس خان ( از اولاد شيبان خان جوجىنژاد چنگيزى ) والى مرو و نسا و ابيورد را وحشتى از او به هم رسيده بود . . .
شش هزار كس جمع كرده در حدود خبوشان آماده بود و ابو مسلم خان و امامقلى خان و محمود خان از امراى شاه عباس ، كه شاهزاده حسين را برداشته به خبوشان حصارى شده بودند ، بر سر او رفتند گرچه او را با قزلباشيه سر نزاع نبود ناچار به محاربه پرداخت .
هامش
( 1 ) . مؤيد ثابتى ، على . تاريخ نيشابور ، ص 198 .
( 2 ) . صنيع الدوله ، محمد حسن خان . مطلع الشمس ، نقل از مطلع السعدين ، ص 164 .
( 3 ) . تنها و اسب : برهان قاطع .
( 4 ) . صنيع الدوله ، محمد حسن خان . مطلع الشمس ، به نقل از مطلع السعدين ، ص 148 .
( 5 ) . غفارى قزوينى ، قاضى احمد . تاريخ جهان آرا ، از نسخه عكسى به اهتمام مجتبى مينوى ، تهران ، كتابفروشى حافظ ، 1343 ، ص 309 .