بايستاد و در برابر آنان صف آراست و دو گروه در كار پيكار بكوشيدند و دليرى خويش آشكار گردانيدند . به انجام ، كافران پشت بنموده و روى بر گريز نهادند و لشكر ازلاغ شاه به تعقيب و قتل آنان شتافت . با اين تقدير قوچان تا سال 658 هجرى معطل و خراب مانده بود . « 1 » شاعرى به نام شريف خراسانى كه ظاهرا اهل نيشابور و يا قوچان بوده است ، در ضمن قطعهاى بر وضع مردم و ويرانى خراسان آن روز ، چنين نوحه سرايى مىكند : « 2 »
اى ديده خون گرى كه خراسان خراب شد ، * وان بحر موجخيز ديانت سراب شد
از گوشمال حادثه خاصان ملك را * در چنگ دهر ناله چو زير رباب شد
از خون كشتگانش نباتى كه بردميد * در ناف آهوان ختن مشك ناب شد
اين رستخيز بين كه پديد آمد از سپهر * اين فتنه بين كه ظاهر از اين انقلاب شد
دربان بخت را مگر اندر ربودمى * يا چشم پاسبان سعادنت بخواب شد
پيران پا شكسته و دو دست بسته را * دستار تاب داده به گردن طناب شد
عورات سر گشادهء پستان بريده را * جان در سر شكنجه و رنج و عذاب شد
اطفال جان سپردهء در ره فكنده را * قبر از جفاى حادثه بطن الذناب شد
كردم خطاب با فلك انگشت از اين سخن * بر لب نهاد و گفت كه رسم جواب شد
هامش
( 1 ) . نور الدين محمد زيدرى نسوى ، سيرة جلال الدين .
( 2 ) . مؤيد ثابتى ، على . تاريخ نيشابور ، تهران ، 1335 ، ص 198 .