تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
بيدم « 1 » و چقون زياد بود سوار مركب باد رفتار گرديده با دو نفر از غلامان فرار نموده روانهء قلعه خبوشان و عرض راه سرگردان شده قمر راه را غلط نموده در آن شب سرما نزديك بود كه به هلاكت برسد . در دم صبح از دور علامت او قلعه را به نظر آورده بسرعت تمام خود را به خبوشان رسانيده چون سركردگان از آمدن نواب اقدس مطلع شده دروب را گشاده به پابوس مشرف گرديده به عمارت زرنگار آورده برفراز تخت فيروزبخت قرار دادند و خوانين اكراد اعراض كردند كه فردا سرزدن نيز اعظم و عطيه‌بخش عالم به ضرب شمشير آبدار دمار از روزگار نادر صاحبقران برآوريم . چون نواب كشورستان از رفتار پادشاه عالميان اطلاع يافت به غازيان و سركردگان گفت كه نواب اقدس را جماعت اكراد دزديده به قلعه برده‌اند ، ان شاء اللّه تعالى پيروى اقبال ابد مال ، فردا دمار از روزگار آن طايفه تباه روزگار به در خواهيم آورد و جعفر قلى خان بيگ گفت فردا به سه هزار كس دست به شمشير نموده نادر دوران را سردست بسته به درگاه جهان پناه خواهيم آورد . چون آفتاب ، عالم ظلمانى را روشن كرد محمد رضا خان كپنك لو و محمد رضا بيگ با دو و شاهوردى خان كيوانلو و سيد قلى بيك شادلو زعفرانلو به اتفاق جعفر قلى خان بيگ از اصل قلعه بيرون آمده در مقابل لشكر صاحبقران صف جدال و قتال آراسته ، نواب كشورستان نيز در آن روز به قدر يك هزار نفر را سواره نگه داشتند همه غازيان را پياده نموده در . . . سنين صفوف . . . فشار داده بود . اول توپخانه را آتش داده و دوم زنبوركخانه را و بعد از آن تفنگچيان قداندار را به انداختن تير و تفنگ امر فرموده و جماعت اكراد كه لافيهاى گزاف در خدمت اشرف زده بودند كه فردا گريبان صاحبقران را گرفته به درگاه جهانگشا حاضر خواهيم نمود به همين خيال فاسد از هر طرف كه حمله نمودند به غير توپ و تفنگ و بادليچ « 2 » و ضربريك چيزى حاصل ننمودند و تن نامداران اكراد از ضرب گلوله پىبنياد مشبك نما گرديده و سر و دست نوجوانان چون خار مغيلان بر بالاى هم ريخته . جعفر قلى خان از عار فرار ، انديشه نموده و بر تيپ لشكر ظفر حمله نموده ناگاه از قضاى آسمانى و مشيت يزدانى تيرى بر سينهء آن آمده كه از مهره پشت آن به در رفت و غلامان او را گرفته به قلعه بردند و غازيان
هامش
( 1 ) . حيوانات : فرهنگ نفيسى . ( 2 ) . يك قسم توپ : فرهنگ نفيسى .