تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
آقا ميرزا احمد مجتهد و ملا عبد الجواد و شيخ محمد حسين نيشابورى و آقا ميرزا بابا خادم كتابخانهء آستانه با استحضار و موافقت . . . ظهير الدوله والى جديد خراسان به قوچان اعزام مىدارد . هيئت مذكور چون به قوچان مىرسند پس از تحقيقات معلومشان مىگردد كه جريان امر بر خلاف بوده و با بررسى حالات ابو الحسن خان متوجه مىشوند كه وى كمال تمكين و دولتخواهى را دارد و از لحاظ خصوصيات روحى « مردى است در منتهاى هوش و كياست و قابل هر نوع بزرگى و سياست ، كم حرف و پرظرف ، آثار متانت و دها دارد و اطوار فطانت و ذكاء ، جوانمرد است و پر دل . . . » براى آسايش خيال و استمالت وى اطمينان دولتى را به او ابلاغ مىنمايند . كه با خاطرى آسوده و اعتمادى كامل دعوت دولت را پذيرفته روانهء مركز شهر كه مصلحت اين منطقه را چنين دانسته‌اند و يا به مشهد عزيمت نمايد ، و در هر صورت قوچان را واگذارد و يقين داشته باشد كه هر
هامش
« در دفعهء ثالثه كه به مكهء معظمه و مدينهء منوره مشرف شدم . . . چون به خيال مهاجرت مديد ذلك رجع بعيد حركت مىكردم ناگزير با عيال و اولاد متوكلا على اللّه ، در يازده رمضان 1309 هجرى در آستان حضرت ثامن الائمه عليه السلام به زيارت توديع عتبه بوس شده . . . از صراط مستقيم به عشق‌آباد آمدم . . . سمرقند و بخارا را كاملا سياحت كردم در ذهاب و اياب و مرو و چهار جو صحراهاى تركمن‌نشين را با نظر عبرت ديده و گفتم :همان مرحلست اين بيابان دور * كه از ما گرفتند با قول زورشيخ الرئيس در سال 1336 ق . در تهران بدرود زندگى گفته است . شيخ الرئيس دربارهء سخاوت شجاع الدوله در ايام مهاجرت از مشهد و اقامت در قوچان سروده است :شجاع الدولهء عادل يگانه مير دريا دل * كه دست جود آن با ذل قرار بحر و كان بينىجاى ديگر تحت عنوان چامهء هجرت و نامهء عبرت اثر خامه غيرت و رضامندى از شجاع الدوله و پسرش گفته است :مرا ببايد با اهل زعفرانلو راه * كه زعفرانى گردد رقيب را رخسار ز زعفرانلو شادان كنم دل چندان * كه زعفران فرح و خنده آورد ناچار پناه بايد زين نيل جبرئيل دليل * ملاذ بايد زين خاكدان پاك تبار شجاع دولت فرزانه ايلخانى راد * يگانه مير خراسان امير شرق مدار به يمن عدل ، خبوشان او گلستانى است * كه پاى بلبل آزرده نيست از سر خارتا آنجا كه گويد :به خاك قوچان از مهر ، ابو الحسن خان شد * به هر كجا كه فرود آمديم مهماندار سحرگهى به سياقى به ياد حق بودم * كه حق پرستان يستغفرون فى الاسحار( نقل از منتخب النفيس اثر مرحوم شيخ الرئيس شاهزاده ابو الحسن قاجار . چاپ سنگى ، تهران ، 1312 ق . ص 21 ) .
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 110 | رمضانعلى شاكرى