اغلب به شكار مشغول بود . مادر ابو الحسن خان از تركمنهاى يموت بود . وقتى كه امير حسين خان شجاع الدوله دوم در تهران تحت نظر بود ، محمد قلى بيك نايب الحكومه موقتا در قوچان حكومت داشت . در آن موقع قرار بود از مركز ، حاكم جديد به قوچان اعزام دارند . در غياب امير حسين خان عدهاى كه مخالف فرزند بزرگ وى ابو الحسن خان كه در قوچان اقامت داشت بودند از او سعايت كردند و به مركز گزارش دادند كه ابو الحسن خان با حمايت تركمنها قصد حمله به قوچان و تصرف اين ناحيه را دارد .
« وقتى امير حسين خان را به امر ناصر الدين شاه دستگير و در تهران در خانه مرحوم ميرزا حسين خان سپهسالار محبوس كرده بودند ، شاهزاده انوشيروان ميرزا « 1 » حاكم قوچان و ظهير الدوله والى خراسان شده بود . ابو الحسن خان به اتك رفته ده پانزده هزار سوار تكه و سالار ساروق را برداشته از سرحد قوچان به خاك ايران تاخته در سر راه قلعهجات سرحدى را به غارت برده و جمعى را مقتول و اسير كرد كه شاهزاده انوشيروان ميرزا خواست جلوگيرى كند تركمان آمده ، تاخته ، كشته و برده بود ، آثار نعل اسبانشان را هم نيافتند . »
ابو الحسن خان به اندكى خود را شناساند . كمكم به حدى رسيد كه والى خراسان به حضور ناصر الدين شاه تعريف رشادت و شجاعت وى كرد كه حكومت قوچان را به ابو الحسن خان بدهند . امير حسين خان تمهيد دشمنان خود را دانسته به حمايت سپهسالار مرحوم عريضهاى به ناصر الدين شاه عرض و استدعا كرد مرخص كنند برود ابو الحسن خان را به تهران بفرستد . وزرا تصديق كرده آن را دفع مفسد به افسد جلوه دادند . اين بود كه امير حسين خان مخلع و مرخص و بعد از چند ماه ابو الحسن خان را به تهران فرستاد . شاه كه ابو الحسن خان را ديد بر خلاف گزارش امرا ، جوانى مؤدب و معقول و دولتخواه ديد . به منصب ميرپنجى و هزار تومان مواجب مفتخرش فرمود و چادرپوش برايش معلوم و در جميع شكارگاهها ملتزم ركابش قرار داد .
كمكم ابو الحسن خان عيب امراى خراسان و وضع تركتازى آنها را با تراكمه به عرض
هامش
( 1 ) . انوشيروان ميرزا به مدت چهار ماه در قوچان حكومت كرد ( نقل از سفرنامهء خطى ، محمد ناصر خان شجاع الدوله ) .