« از رجال دورهء امير حسين خان ، قهرمان خان مير پنجه نايب الحكومه قديم و پسر عموى امير و صاحب كتابخانه و كتب متعددى بود ، و ديگر ولى خان پدر تاج محمد خان بهادرى كه مردى عاقل و فرزانه بود و ميرآخورى امير حسين خان را برعهده داشت . به گفتهء مدير الديوان افشار ، « خوانين و رجال دورهء امير حسين خان كه رسما و افتخارا پيش خدمت ولى همه داراى ثروت بودند ( در موقع حضور در عمارت امير ) با كلجههاى خزو سنجاب و مستوفيان و ميرزاها . . . با پالتوهاى ترمه كشمير مليلهدوزى كه دوخت دور آنها يراق طلا داشت در كنار حوض بسيار بزرگ مرمر كه از سه فوارهء آن دايم آب مثل گلاب يك ذرع جستن مىكرد صف مىكشيدند . اين حوض در وسط عمارت بيرونى جلو گلخانه قرار داشت و خوانين رديف و به سلسله مراتب اطراف آن مىايستادند . يك طرف عارضها و يساولباشى و فراشان و يساولان و نايبان با چماقهاى طلا و نقره و عصا و قمه و قداره مىايستادند . درختهاى نارنج را هم قدم به قدم دور حوض مىچيدند . قريب پانصد نفر در آن مجمع هر صبح و شام بودند . تا ساعتى كه امير در بيرون بود بجز صداى آب فوارهها كه جلوگيرى نمىشد كسى قدرت سرفه كردن نداشت و هر كس را از اين حضرات احضار مىفرمود كفش را بيرون كرده « فا خلع نعلين » را خوانده روى آجرهاى تميز كه آب هم زده بودند با جورابهاى سفيد افتخار كرده جلو مىرفتند و اصغاى اوامر مطاعه را مىنمودند .
هر كس به اندك توجه امير صاحب همه چيز مىشد ، و به يك چشم زدن هم خانه و لانهاش به باد مىرفت ! يا خانهاش را آتش مىزدند يا مال و منالش را تاراج مىنمودند .
مرحوم حاج محمد بيگ يساولباشى و عموى آقاى هژبر الملك را . . . غالبا مأمور احراق عمارت و حريق آنها مىكردند ، من جمله خانه اجدادى ناصر لشكر حبيب خان . . . را درينگى قلعه آتش زدند و نيز آدينه قلى پدر بزرگ او هم در پايتخت در زير زنجير و شكنجه جان داد . خانه پدر مصر خان را در جيرستان آتش زدند . . . » « 1 »
امير حسين خان دو پسر داشت يكى ابو الحسن خان ( متولد 1271 ق . ) و ديگرى محمد ناصر خان . محمد ناصر خان به تحصيل علم و كسب دانش علاقهمند بود ولى ابو الحسن خان به اطراف و دهات رفته بود و براى خود نوكر و خدمه فراهم مىكرد و
هامش
( 1 ) . افشار قوچانى ، على اكبر . تاريخ قوچان قديم ، دست نويس 1325 ، ص 28 - 31 .