تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
« چون قوچان يكى از شهرهاى مهم و معتبر سرحدى ايران و روسيه است من صلاح ديدم كه چند روزى در آنجا توقف كرده و خود را براى مسافرت به نواحى پر خطر تركمن‌نشين آماده نمايم . خواستم حاكم قوچان را ملاقات نمايم ولى به مشهد مشرف شده بود . تا مراجعت حاكم از اطراف شهر بازديدى كردم . . . ابتدا تصميم داشتم از قوچان به عشق‌آباد و از آنجا به نواحى تركمن‌نشين بروم ولى به مناسباتى اين تصميم تغيير پيدا كرد و قرار شد از راه دامنه و مناطق كوهستانى خود را به مرو برسانم . . . » « . . . حوالى عباس‌آباد گردنه‌اى است كه كالاى بازرگانى از قبيل پنبه و ابريشم ، با شتر و الاغ و قاطر از آنجا عبور مىكند و چنانچه يك رشته خط آهن از اينجا به تهران كشيده شود نه فقط تحول عمده‌اى در وضع تجارت اين منطقه پديد خواهد آمد بلكه اياب و ذهاب مسافران و زوار مشهد نيز تسهيل و عوايد سرشارى نصيب دولت خواهد شد . در حال حاضر امور مواصلاتى اين منطقه رضايت بخش نيست و از قوچان به آن طرف چون پست و تلگراف داير نگرديده نامه‌هاى پستى و تلگرافى را كه به قوچان مىرسد بايستى با چهارپا به مقصد برسانند . اين نكته را هم بايد تذكر داد كه احداث راه آهن و تسطيح طرق و شوارع مادامى كه نواحى سرحدى در معرض ناامنى است عملى نبوده و مقرون به مصلحت نمىباشد . » حاكم قوچان سه روز بعد وارد شد . به محض اينكه خبر ورود مرا شنيد فراشباشى حكومتى را با چماق نقره به سراغ من فرستاد و آقاى فراشباشى از طرف شجاع الدوله پيام آورده بود كه اينجانب شب براى ملاقات حكمران و صرف شام به ارگ حكومتى بروم . پاسى از شب گذشته به اتفاق دو نفر گماشته روانهء ارگ حكومتى شديم و راه عبور ما از وسط كوچه‌هاى تنگ و ساباطهاى « 1 » تاريكى بود كه از چيزهاى عادى مشرق زمين است . چون من به راه آشنا نبودم و ساباطها تاريك بود ، فرستادهء حاكم دست مرا مثل اشخاص كور مىگرفت كه مبادا توى چاله‌اى بيفتم . در صحن ديوانخانه حدود يكصد تركمن براى تظلم جمع شده بودند . فراشباشى با تشدد هرچه تمامتر آنها را براى عبور اينجانب پس و پيش كرد و پس از اتاق قراولخانه مرا
هامش
( 1 ) . گذرگاه : فرهنگ نفيسى .