مىخواستند و از وى به احترام ياد مىكردند « 1 » .
مدايح فرصت :
« . . . هر آنكس فقير مؤلف را ديده و شناخته ، داند كه هرگز اعيان دولت و اركان مملكت را مدّاحى نكرده و چون شعراى والع ، رطب و يابسى به هم نبافته و در اعياد ، به هر مجلس و محفلى قدم ننهاده و مديحه نخوانده و به اخذ صله ولوع نبوده ، بلكه به آنچه از دسترنج خود بدست آورده [ ام ] ، قانع شده و خدا را شاكر گشته ، الا ما شذوندر كه ملزم بودهام ؛ و ليكن گاهى مدحى از استاد جليل خود نمودهام . . . « 2 » »
اما مدايح فرصت ، اندك نيست ، و او ضمن غزليات ، قصايد ، مسمطات ، مثنويات و ماده تاريخهاى خود ، رجال مختلفى را ستوده است كه مىتوان افراد زير را نام برد :
شيخ مفيد ، مخبر السلطنه ، صارم السلطان ، اميرزاده ناصرى ، ابو الحسن ميرزا شيخ الرئيس ، شيخ احمد كرمانى ، ملك البحر كشميرى ، حسام السلطنه ، شعاع السلطنه ، نصير الملك ، مظفر الدين شاه ، طراز الملك ، معتمد السلطنه ، نصر الله ميرزا ، عين الملك ، حسين قلى خان نظام السلطنه ، عبد الوهاب خان بيان الملك ، سعيد السلطنه ، ركن التجار ، عز الدوله و نزهه السلطنه . بعلاوهء منقبتهايى در ستايش حضرت رسول ، مولاى متقيان و ائمهء اطهار .
فرصت در قصيدهاى كه در مدح مظفر الدين شاه ساخته است ، معايب درباريان را نيز متذكر گرديده است و از ناصر الدين شاه صله دريافت داشته است و در چند شعر از او و ديگران ، درخواست برقرارى مقررى يا افزودن بر
هامش
( 1 ) . رك : آثار عجم .
( 2 ) . آثار عجم ، ص 338 .