تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
از آن سرچشمه افاضه شده است ، و به هر موجودى آن مصدر عظيم به قدر سعهء وجودى او كه همان قوابل ماهوى اوست نور وجود و جمال و عظمت افاضه نموده است ، و به عبارت ديگر از جانب فيّاض مطلق فيض به طور اطلاق بدون قيد و شرط و حدّ افاضه مىشود و هر موجودى به قدر ماهيّت خود از آن اخذ مىكند . بارى ، سالك در اثر مراقبهء تامّ و اهتمام شديد به آن و در اثر توجّه به نفس ، به تدريج چهار عالم بر او منكشف خواهد شد :

عالم اوّل : توحيد افعال است .

يعنى در وهلهء اوّل ادراك مىكند كه آنچه چشم مىبيند و زبان مىگويد و گوش مىشنود و دست و پا و ساير اعضاء و جوارح عمل مىكنند همه و همه مستند به نفس خود اوست و نفس فاعل ما يشاء است ، و سپس ادراك مىكند كه آنچه از افعال در جهان خارج تحقّق مىيابد مستند به خود اوست و نفس او مصدر تمام افعال است در خارج ، و سپس مىيابد كه نفس او قائم به ذات حقّ بوده و دريچه‌اى از فيوضات و رحمت خدا بوده است ، پس تمام افعال در جهان خارج استناد به ذات مقدّس او دارد .

عالم دوّم : توحيد صفات است

و آن بعد از عالم اوّل ظهور مىكند ، و آن عبارت است از آنكه : سالك آنچه را كه مىشنود حقيقت سمع را از خود نمىبيند بلكه از خدا مىبيند ، و همچنين هر چه را با چشم مىبيند حقيقت ابصار را از خدا ادراك مىكند و بعدا هر گونه علم و قدرت و حيات و سمع و بصر و غير ذلك كه در
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب — صفحة 151 | السيد محمد حسين الطهراني