مرحوم شوشترى بىدرنگ مشغول انجام دستورات مىگردد ، خانه را مىفروشد و اثاث البيت را جمعآورى نموده و تجهيز حركت خود را به نجف اشرف مىكند . در اوّلين وحلهاى كه وارد نجف مىشود در وادى السّلام هنگام طلوع آفتاب ، مرد جولا را مىبيند كه گوئى از زمين جوشيده و در برابرش حاضر گرديد و دستوراتى داده و پنهان شد . مرحوم شوشترى وارد نجف اشرف مىشوند و طبق دستورات جولا عمل مىكنند تا مىرسند به درجه و مقامى كه قابل بيان و ذكر نيست . - رضوان الله عليه و سلام الله عليه - .
مرحوم آقا سيّد على شوشترى براى رعايت احترام مرحوم شيخ مرتضى انصارى به درس فقه و اصول او حاضر مىشوند و مرحوم شيخ هم در هفته يكبار به درس مرحوم آقا سيّد على كه در اخلاق بوده است حاضر مىشدند ، و پس از فوت مرحوم شيخ ( ره ) مرحوم شوشترى ( ره ) بر مسند تدريس شيخ مىنشينند و درس را از همانجا كه مانده بود شروع مىكنند ولى عمر ايشان كفاف ننموده و پس از شش ماه به رحمت ابدى حضرت ايزدى پيوستند . در خلال اين شش ماه مرحوم شوشترى به يكى از شاگردان مبرّز حوزهء مرحوم انصارى به نام آخوند ملّا حسين قلى درجزينى همدانى - كه از مدّتها قبل در زمان مرحوم شيخ با ايشان رابطه داشته و استفادهء اخلاقى و عرفانى مىنموده است و اينك پس از مرحوم شيخ عازم بر تدريس بوده و حتّى تتمّهء مباحث شيخ را كه خود نيز تقريرات آن مباحث
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب — صفحة 148
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٤٨