براى نفى خواطر در وهلهء اول توجّه به نفس را دستور مىدادهاند ، بدينطريق كه سالك براى نفى خواطر بايد مقدار نيم ساعت يا بيشتر را در هر شبانه روز معيّن نموده و در آن وقت توجّه به نفس خود بنمايد . در اثر اين توجّه رفته رفته تقويت پيدا نموده و خواطر از او نفى خواهد شد ، و رفته رفته معرفت نفس براى او حاصل شده و به وطن مقصود خواهد رسيد ، ان شاء اللّه .
اكثر افرادى كه موفّق به نفى خواطر شده و توانستهاند ذهن خود را پاك و صاف نموده و از خواطر مصفّا كنند و بالاخره سلطان معرفت براى آنان طلوع نموده است در يكى از اين دو حال بوده است : اوّل در حين تلاوت قرآن مجيد و التفات به خوانندهء آن ، كه چه كسى در حقيقت قارى قرآن است و در آن وقت بر آنان منكشف مىشده است كه قارى قرآن خداست جلّ جلاله .
دوّم از راه توسّل به حضرت ابا عبد الله الحسين عليه السّلام زيرا آن حضرت را براى رفع حجاب و موانع طريق نسبت به سالكين راه خدا عنايتى عظيم است .
و بنا بر آنچه ذكر شد دو امر مهمّ در تجلّى سلطان معرفت دخالتى عظيم دارد : اوّل مراقبه به انحاء مراتبها ، دوّم ، توجّه به نفس . چون سالك به اين دو امر اهتمام نمايد كمكم متوجّه مىشود كه كثرات اين جهان از يك چشمه سيراب مىشوند و هر چه در عالم صورت تحقّق به خود بگيرد همهء آنها از يك مصدر است ، و در هر موجودى هر مقدار نور و جمال و بهاء و كمال باشد
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب — صفحة 150
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٠