تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
مىآموزند ( بديهى است كه مراد از ذكر همان التفات و توجّه قلبى است نه ذكر لسانى كه در اصطلاح به آن ورد گويند ) و اين بسيار خطرناك است چون حقيقت ذكر عبارتست از ملاحظهء محبوب و قصر نظر بر جمال از دور ، و هنگامى تماشاى محبوب جائز است كه چشم از غير او بالمرّه پوشيده شده باشد زيرا محبوب غيور است و از غيرت او اينست كه چشمى كه او را ديد روا ندارد كه ديگرى را ببيند ، و هر ديده‌اى را كه از روى او برداشته و به ديگرى نظر كند كور نمايد ، و ديدن او و ديدن غير او منافى غير اوست ، و اگر اين ديدن و روى بازداشتن تكرار شود به منزلهء استهزاء است ، و محبوب چنان قفائى بر وى زند كه نه سر جويد نه كلاه :
وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ
. « 1 » بلى يك نوع از ذكر در نفى خواطر مجوّز است و آن اينست كه غرض از ذكر نظر بر جمال محبوب نباشد بلكه مراد ردع شيطان باشد ، مانند كسى كه مىخواهد غير را از مجلس براند فلذا محبوب را مىخواند ، در اينجا غرض تهديد و تخويف غير است . و آن بدين‌طريق است كه در حالت اشتغال به نفى خواطر اگر خاطرى به نوعى حمله كند كه دفع آن بسيار مشكل و صعب باشد به جهت
هامش
( 1 ) - آيهء 36 ، از سورهء 43 : زخرف : [ و هر كه از ياد خداى رحمن چشم بپوشد شيطانى را برايش برانگيزيم كه قرين و همراه وى باشد ] .
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب — صفحة 142 | السيد محمد حسين الطهراني