و علّت اينكه اين طريقه را احراق نامند براى آنست كه يكباره خرمن هستيها و نيّتها و غصّهها و مشكلات را مىسوزاند و از ريشه و بن قطع مىكند و اثرى از آن در وجود سالك باقى نمىگذارد .
در قرآن كريم در مواردى از طريقهء احراقيّه استفاده شده است .
اگر كسى براى وصول به مقصود از اين طريقه استفاده كند و در اين راه مشى نمايد راهى را كه بايد چندين سال طىّ كند در مدّت قليلى خواهد پيمود . يكى از مواردى كه در قرآن مجيد از آن استفاده شده است عبارت است از كلمهء استرجاع :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
.
چون در هنگام شدائد و مصائب و نزول بلايا و فتن ، انسان مىتواند به طرق مختلفى خود را تسكين دهد مثل اينكه متذكّر گردد كه مرگ براى همه است و مصيبت به همهء اشخاص وارد مىشود و بدينوسيله كمكم خود را آرام مىكند ، ولى خداوند به وسيلهء طريقهء احراقيّه و تلقين كلمهء استرجاع راه را كوتاه و مشكل را يكباره از ميان برمىدارد زيرا اگر انسان متذكّر شود كه خود او و هر چه از متعلّقات و ما يملك اوست ملك طلق خداست ، يك روز به او داده و يك روز مىگيرد و كسى را در آن حقّ دخالتى نيست ، وقتى كه انسان به خوبى ادراك كرد كه از اوّل مالك نبوده است و عنوان ملكيّت براى او مجازى بوده و بدون جهت خود را مالك تخيّل مىنموده است البتّه در صورت فقدان متأثّر نخواهد شد ، و توجّه به اين نكته ناگهان راه را بر او هموار خواهد نمود .