محبّت عبارتست از انجذاب ، يعنى كشيده شدن چيزى به سوئى و حقيقتى . دسته سوّم گروهى هستند كه پايهء عبادت و پرستش خود را بر محبّت و كشش به سوى خدا قرار داده غير از كشيده شدن به سوى او و تقرّب به حضرت او هيچ مقصود و منظورى ندارند و صرفا همان انجذابى كه از ناحيهء محبوب در خود حسّ مىكنند داعى و محرّك آنها به سوى محبوب و موجب حركت آنها بدان حريم است .
در بعضى از اخبار وارد شده است كه حقّ تعالى را از آن جهت كه اهليّت عبادت دارد پرستش نمائيد . و معلوم است كه اين اهليّت بازگشتش به صفات الهى نبوده بلكه راجع به مقام ذات مقدّس اوست جلّ جلاله و عظم شأنه ، و بنا بر اين مفادش آن خواهد بود كه خداوند را چون خداوند است عبادت كنيد :
إلهى ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنّتك ، بل وجدتك أهلا للعبادة فعبدتك .
« 1 »
أنت دللتني عليك ، و دعوتنى إليك ، و لو لا أنت لم أدر ما أنت .
« 2 » سالك راه خدا در ابتداى سلوك خود با پاى محبّت گام
هامش
( 1 ) - [ خدايا من تو را از روى بيم از آتش و به طمع بهشت نپرستيدهام بلكه تو را شايستهء پرستش يافته و بدين جهت پرستيدهام ] .
( 2 ) - [ تو مرا به خود ره نمودى و به سوى خويش خواندى ، و اگر تو نبودى من نمىدانستم تو چه هستى ] .