بنا بر اين انحراف بشر از جادّهء خداپرستى نيست بلكه از جادّهء توحيد است كه خدا را در فعل و صفت واحد نمىدانند بلكه غير او را با او سهيم و شريك مىكنند ، و لذا قرآن در همه جا براى اثبات توحيد خداوند و نفى شرك از او قيام فرموده است . و بر اين اساس دو دستهء اوّل خدا را در منظور خود سهيم و شريك مىدانند و در عين خداپرستى نيز از خودپرستى دست باز نمىدارند و فعل خود را در عبادات براى هر دو منظور بجا مىآورند و اين همان شرك است ، و در حقيقت اين دو گروه ، مشرك به خداى متعال مىباشند كه به نصّ قرآن براى آن آمرزشى نيست .
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ
. « 1 » بنابراين عبادت آنها ابدا مثمر ثمر نبوده و آنها را به خداى متعال نزديك نخواهد ساخت .
امّا دستهء سوّم كه خدا را بر اصل محبّت مىپرستند كه همان عبادت احرار است و در بعضى از روايات وارد است كه
تلك عبادة الكرام
« 2 » اين همان عبادت صحيحهء واقعيّه است و به آن نمىرسند مگر پاكان درگاه الهى . فهَذَا مَقَامٌ مَكْنُونٌ
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
. « 3 »
هامش
( 1 ) - آيهء 48 ، از سورهء 4 : نساء : [ خداوند گناه شرك را نمىآمرزد و پائينتر از آن را براى هر كس كه بخواهد مىآمرزد ] .
( 2 ) - [ اين عبادت كريمان و بزرگواران است ] .
( 3 ) - [ و اين مقام پوشيده و دربستى است كه جز پاكان بدان دست نيابند ] .