خالى مىكند و بار سفر را در ابتدا يا در نيمهء راه به زمين مىگذارد و از سفر متنفّر شده و از معدّات سفر و ممدّات آن بيزارى مىجويد . بنابراين سالك نبايد فريب اين شوق موقّتى را بخورد بلكه بايد با نظرى دقيق و مآلانديش استعداد و خصوصيّات روحى و وضع كار و شغل و مقدار قابليّت تحمّل خود را سنجيده عملى را كه مىتواند بر آن مداومت نمايد و قدرى هم از استعداد او كمتر و كوچكتر است انتخاب نمايد و به همان قدر اكتفا كند و بدان اشتغال ورزد تا كاملا حظّ ايمانى خود را از عمل دريافت دارد .
و بناء على هذا سالك بايد وقتى مشغول به عبادت مىشود با آنكه هنوز ميل و رغبت دارد دست از عمل بكشد تا ميل و رغبت به عبادت در او باقى مانده هميشه خود را تشنهء عبادت ببيند . مثل سالك در به جاى آوردن عبادات مانند شخصى است كه مىخواهد غذا تناول كند ، اوّلا بايد غذائى را انتخاب كند كه مساعد با مزاج او باشد ، و ثانيا قبل از اينكه سير شود دست از خوردن باز دارد تا پيوسته ميل و رغبت در او باقى باشد . و ناظر به همين رفق و مداراست آنچه
حضرت صادق عليه السّلام به عبد العزيز قراطيسى فرمودند :
يا عبد العزيز إنّ للايمان عشر درجات بمنزلة السّلَّم يصعد منه مرقاة بعد مرقاة - الى ان قال عليه السّلام - و اذا رأيت من هو اسفل منك بدرجة فارفعه إليك
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب — صفحة 107
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠٧