سوم : رفق و مدارا
و اين از اهمّ امورى است كه بايد سالك إلى الله آن را رعايت كند چه اندك غفلتى در اين امر سبب مىگردد كه علاوه بر آنكه سالك از ترقّى و سير باز مىماند بلكه براى هميشه به كلّى از سفر ممنوع خواهد شد . سالك در ابتداى سفر در خود شور و شوقى زايد بر مقدار مترقّب مىيابد و يا در بين سفر هنگام ظهور تجلّيات صوريّهء جماليّه ، عشق و شور وافرى در خود حس مىكند و در اثر آنها تصميم مىگيرد اعمال كثيرهء عباديّهاى را به جاى آورد ، لهذا اكثر اوقات خود را صرف دعا و ندبه مىنمايد ، به هر عمل دست مىزند و از هر كس كلمهاى مىآموزد و از هر غذاى روحانى لقمهاى برمىدارد . اين طرز عمل ، علاوه بر آنكه مفيد نيست زيانآور است چون در اثر تحميل اعمال گران بر نفس ناگهان در اثر فشارى كه بر نفس وارد شده ، نفس عكس العمل نشان داده و عقب زده و بدون گرفتن نتيجه سالك از همهء كارها مىماند و ديگر در خود ميل و رغبتى براى اتيان جزئىترين جزء از مستحبّات احساس نمىكند .
و سرّ اين افراط در عمل و تفريط نهائى اينست كه ميزان و ملاك در اتيان اعمال مستحبّه را ذوق و شوق موقّتى خود قرار داده است و بار سنگين را بر دوش نفس قرار داده است ، وقتى آن شوق موقّتى به پايان رسيد و آن لهيب تند و تيزرو به فروكش نهاد در آن موقع نفس از تحمّل اين بار گران به تنگ آمده دفعة شانه