تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

بحث و تحقيق

همان‌طورىكه در مباحث قبل ذكر شد ، رأى عرفا و مختار اهل الله در وجود ، مخالف با آراى محققان از فلاسفه بود . محققان از حكما ، برخى قائل به تشكيك عامى در وجودند و برخى وجود را حقيقت واحد دانسته‌اند . ناچار اين جماعت قائل بتشكيك خاصى شده‌اند . عرفا از جمله محيى الدين ، معروف بشيخ اكبر ، كه پايه‌گذار عرفان علمى است از براى وجود ، افراد مقول بتشكيك قائل نمىباشد . اتباع او : قونوى ، ملا عبد الرزاق كاشى ، قيصرى ، صاحب تمهيد القواعد و اتباع آنها صراحتا وجود را مشكك نمىدانند و از براى وجود افراد مقول بتشكيك قائل نيستند و دلائلى را كه حكما براى اثبات تشكيك ذكر نموده‌اند ، نقل و رد نموده‌اند . تفاوت و تشكيك در مظاهر يك وجود واحد قائلند .
يك چراغى است در اين خانه و از پرتو وى * هر كجا مىنگرم انجمنى ساخته‌اند
حق آنست كه تشكيك در حقيقت وجود ، به اين معنى كه وجود داراى يك حقيقت و داراى مظاهر متعدد باشد و هر يك از مظاهر ، منشأ انتزاع مفهوم وجود گردد ، و باعتبار تجلى حق در اعيان ، وجودات مضافه‌اى كه عين ارتباط به حقند و عدم استقلال در ذات آنها مأخوذ است ، تحقق پيدا نموده ، بعضى از موجودات مثل عقول كه به حق نزديكترند و حظ آنها از وجود بيشتر است واسطهء در ظهور مراتب ديگرى از وجودند . هر وجود قوىتر ، مجلاى فيض از براى وجود نازل‌تر مىباشد ، عين قول و مختار حكما است كه تشكيك در مراتب وجود قائلند . روى همين جهت ، عرفا هم موجودات و مظاهر را از حيث وجود و كمالات لازمهء وجود يكسان نمىدانند . همين عدم تساوى معناى تشكيك در وجود است . مراتب وجودى از يكديگر جدا نيستند و همهء حقايق مراتب يك حقيقت‌اند . چون وجودات امكانى از خود استقلال ندارند و عين ربط و صرف اضافهء به حقند . اگر نباشد تجليّات الهيه ، هيچ موجودى تحقق ندارد . از آنها تعبير بوجود مجازى