باعتبار سريان و ظهور فعلى در اصنام مادى ، متصف باوصاف متعدد و احكام متباين - كه مختص بافراد جزئى مىباشد - مىگردد .
روى همين لحاظ و اعتبار ، عرفا گفتهاند ، كه كلى طبيعى ، وجود خارجى دارد و بودن آن در خارج منافات با اتصاف شيئى واحد بصفات متعدد و متباين و تحقق در امكنهء متعدد ندارد . و چون كلى طبيعى و عين ثابت به اين معنائى كه تحقيق شد ، در مقام ذات تعين ندارد ، و اباء از ظهور و تدلى و تجلى در افراد متباين ندارد ، در مقام خود داراى مرتبهايست كه مختلط بافراد نمىباشد ، و چون در مرتبهء وجود خود تعين ندارد ، علت تحقق اصنام مادى جسمانى مىباشد . لذا افراد چنين حقيقتى در تحقق ، تابع آن مىباشد ، ولى در مقام ذات كه مقام تنزيه اين موجود كليست ، متصف به حكم افراد نيست . باعتبار ظهور و تجلى در افراد كه مقام تشبيه اين حقيقت باشد ، متصف به احكام و اوصاف متضاده مىباشد كه اين صفات متضاده در هر فرد ؛ فرد وجود ندارد ولى كلى باعتبار ظهور و تعين متصف بجميع اين صفات مىباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) . خلاصه تحقيق آنكه بحسب قواعد ذوقى و عرفانى ، جزئيات مادى تابع موجودات سعى كلى است و باعتبار وجود ، متوقف بر وجود كلى مىباشند . كليات باعتبار وجود حقانى في نفسها ، ثبوت واقعى دارند و در مقام واحديت به تبع اسماء و صفات حق ، موجودند و باعتبار مقايسه با مقام احديت وجود ازآنجائىكه صور و تعينات اسماء كلى حقند ، در عين وجود مستهلكند و نعم ما قيل :اى خوش آنوقتى كه پيش از روز و شب * فارغ از اندوه و عارى از تعب
متحد بوديم با شاه وجود * حكم غيريت به كلى محو بودجزئيات ، تابع و لازم غير منفك وجودات سعى انبساطى كلىاند ، چون نسب و ظهورات و اضافات اشراقى كلياتند . ما بطور تفصيل بيان نموديم و بمناسبتى در فصول بعدى خواهيم گفت : حقيقت وجود باعتبار ظهور ، متعين بتعينات و نسب و اضافات متعدده است كه ناشى از فيض اقدس و فيض مقدس است . جميع متعينات مرتبهء ظهور حقند . ظهور عبارت از نسب وجود حق است و نسبت ظهور لازم لا ينفك وجود است ، و ليكن مقام اعلاى وجود « ذات صرف » مستغنى از ظهور است و توقف بر ظهور و نسب ندارد . براى اينكه حقيقت وجود همانطورىكه بيان شد ، واجبست و واجب مستغنى از غير است ، به همين اصل مهم قياس كن هر موجود كلى مطلق سعى تام الوجود را . « هذا ملخص ما عليه اهل التحقيق بلسان التحقيق و لكن درك هذا الاصل على ما هو عليه يحتاج الى تلطيف في السر و تدقيق في النظر و حظ من الذوق السليم » .