تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مقام تجلى و ظهور فعلى بيش از يك موجود صادر نمىشود . « الواحد لا يصدر عنه الا الواحد » . آن موجود واحد نزد حكماى الهى « قدس اللّه اسرارهم » ، عقل اول و قلم اعلى است ، و نزد اهل تحقيق ، وجود عام مفاض بر اعيان كائناتست ، ( از عقل اول تا هيولاى اولى ) كه از آن تعبير به تجلى سارى ورق منشور و نور مرشوش و حقيقت محمديه و علويه و رحمت واسعه و تجلى فعلى و ارادهء فعلى و مشيت و حق مخلوق به و اضافه اشراقى حق و وجود عام و وجود كلى و مطلق نموده‌اند . « 1 » به حكم قاعدهء : « الواحد لا يصدر عنه الا الواحد » ، و به مقتضاى آيه كريمهء :
« قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ »
و كلمهء موروث از اقدمين : « فعل كل فاعل مثل طبيعته » ، فعل و اثر بالذات حق يك موجود است و اين وجود بايد از جميع حدود عدميه مبرا و منزه باشد ، مگر آن حدى كه لازمهء مجعوليت باشد ؛ چه معلول با لذات در رتبهء علت بالذات واقع نخواهد شد . تكافؤ در رتبهء و تساوى در مرتبه ، منافات با اصل مسلّم عليت و معلوليت دارد .
هامش
شئون و احوال ، كمال استجلاء ناميده‌اند . اين بود شرح مرام مصنف محقق علامه كه فرمود : « فالماهيات صور كمالاته ظهرت في العلم ، ثم في العين » . صور كماليه بودن ماهيات نسبت به حق باعتبار حكايت آنها است از اسماء و صفات كماليه حق . ( 1 ) . جمعى بين قول حكما ، كه اول صادر از حق را عقل مىدانند ، و بين قول عرفا جمع كرده‌اند ، به اين طريق : كه عقل اول ، وجود اجمالى وجود منبسط ، و وجود منبسط تفصيل عقل اول است . صدر المتألهين در چند مورد به اين طريق بين اين دو قول توفيق داده است ، ولى حق آنست كه وجود منبسط در مقام ذات و ازآنجائىكه بالذات مرتبط به حقست ، مقدم بر عقل است ، و عقل تأخر رتبى از فيض مقدس دارد . و دليل اقتضا مىنمايد كه اول صادر از حق بايد از جميع حدود عدمى مبرا باشد ، مگر آن حدى كه لازمهء معلوليت و مجعوليت است ، لذا رتبه فيض حق ، بر مقام و مرتبهء تعلق بماهيات ، تقدم دارد . شارح مفتاح چند دليل بر تأييد مختار محققان از عرفا نقل كرده است . كه خالى از مناقشات نمىباشد : « فالمصير الى ما حققناه » . ما در شرح مواردى از فصوص الحكم در ضمن كلام شيخ اكبر و محيى الدين « رضى اللّه عنه » ، اين مطلب را بطور تفصيل ذكر نموده‌ايم . حصول ذات از براى ذات . لازمهء اين حصول ، « حصول ذات از براى ذات » ، طلوع اسماء و صفات و