تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩

بحث و تحقيق

در اينكه حقيقت حقهء حق بحسب نفس ذات و حقيقت ، چون بسيط الوجود من جميع الجهات و الحيثيات است ، ازآن‌جهت كه واحد است ، از آن حقيقت در
هامش
ذات باعتبار اين تعين ، مقتضى تجلى و ظهور ذات از براى ذات است ، با اشتمال ذات بشئون و احوال و اعتباراتى كه ذات بحسب غيب هويت واجد مىباشد و آنها را از مقام غيب بمقام ظهور و تدلى مىرساند . ذات در مقام تجلى و ظهور در اين مقام ، مبدا چهار اسم كه عرفا از آنها تعبير بمفاتيح غيب نموده‌اند ، مىشود .« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ »، مفاتيح عبارتند از علم ، وجود ، نور و شهود : 1 - علم بذات ، كه عبارت از ظهور است . 2 - وجودى كه عبارت اخراى وجدانست . 3 - نورى كه عبارت از اظهار ما في الغيب باشد . 4 - و شهودى كه همان حضور ذات للذات است با اعتبار مذكور . ظهور مذكور ، چون تأمل شود مستلزم شعور بسائر شئون و احوال و اعتباراتى كه براى ذات با مراتب و احوال و احكام و لوازم آن است مىباشد ( بر وجه كلى ) . متعلق اين شعور يا ذات است باعتبار بطون و غيب آن ، كه از آن تعبير به شهود وحدت در كثرت مىنمايد ، و يا متعلق آن ، نفس شئون ذاتيه است باعتبار اظهار ذوات شئون و يا اظهار بعضى از شئون بعض ديگر را ، نه اظهار شئون ذاتى ، حقايق امكانيه و اعيان ثابته را كه از آن تعبير به شهود كثرت در وحدت نموده‌اند . باعتبار اول بين حقايق مستجن در ذات ، امتيازى نيست و باعتبار ثانى بين حقايق ، امتياز است . حق تعالى ، باعتبار فيض اقدس ، حقايق موجود در عين وجود را بظهور علمى تفصيلى اظهار نمود . در اين مقام ، اعيان و ماهيات بلسان استعداد ، طلب ظهور نمودند . حقتعالى حقايق را باعتبار مظهريت اعيان نسبت باسماء بفيض مقدس و رحمت امتنانيه وجود خارجى داد و آنها را از حد علم و تقدير بعالم عين ظاهر نمود . پس ذات حق مقتضى ظهور و بروز اعيان از حد غيب بعالم شهادت و ظاهر است . مبدا حصول اعيان بر وجه تكثر ناشى از تجلى حق در مقام واحديت است . به عبارت واضح‌تر ، حقايق را از استجنان در ذات بمقام استجنان در علم و از مقام استجنان علمى به تفصيل علمى اظهار نموده و از مقام تعيّن مفهوم بتحقق خارجى ظاهر نمود .در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زدمنشاء عشق حق بذات و ظهور ذات از براى ذات با شئون ذاتى « اسماء و صفات » و اعيان ثابته ، باعتبار وجود علمى همان تجلى غيب اول است ، كه مستلزم اسماء اربعه و مفاتيح غيب است . تجلى حق را در مقام احديت كه ملازم با مفاتيح غيب است ، كمال جلاء و ظهور حق را در مقام واحديت با سائر