تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
در بعضى از مراتب تجليات مثل موجود ثابت و مستقر ، نظير جسم و موجود زائل و متصرم و متجدد نظير حركت و زمان مىباشد ، نه در اصل ذات . اين مسئله يعنى نبودن تشكيك در ذات و حقيقت وجود ، يكى از مسائل مشكل و قابل توجه فن عرفان است . محققان از حكما گفته‌اند : حقيقت وجود بحسب نفس ذات مقتضى تشكيك خاصى است ؛ چون وجود با حفظ اصل وحدت اطلاقى در موطنى علت ، و در موطنى معلول است . و هر علتى با لذات از معلول خود كامل‌تر و تمام‌تر است . اين جماعت نظر به‌آنكه عليت و معلوليت را در اصل وجود لازم مىدانند ، و قائل به اعتباريت ماهيتند ، قهرا حقيقت وجود را مقول بتشكيك مىدانند ، و منافات ندارد كه يك حقيقت واحد داراى مراتب مقول به شدت و ضعف و كمال و نقص و ساير انحاء تشكيكى بوده باشد ، حتى اين مسئله با حفظ وحدت شخصى « نه سنخى » در حقيقت وجود امرى معقول ؛ بلكه محقق و واقعى است . چون عرفا هم قائلند كه عقول مجرده و ارواح غير ماديه كامل‌تر از موجودات مادى هستند ، و تصريح كرده‌اند كه فيض وجود از عقل مرور نموده بموجودات برزخيه و ماديه مىرسد .
عقل اول راند بر عقل دوم * ماهى از سر گنده گردد نى ز دم
ادله‌اى را هم كه برخى از محققان عرفا مثل صدر الدين قونيوى و ملا عبد الرزاق كاشى و ابو حامد محمد اصفهانى ، معروف به « تركه » و شارح كلمات ابو حامد ، صائن الدين على بن محمد بن محمد تركه ، معروف بابن تركه و جمعى ديگر در نفى تشكيك از اصل حقيقت وجود بيان نموده‌اند ، و گمان كرده‌اند كه تشكيك در وجود منافات با توحيد وجودى و توحيد خاص الخاصى دارد ، سست و خارج از اسلوب علمى است . ما براى نمونه دليل عمدهء آنها را بنا بر تقرير محمد اصفهانى معروف به تركه ، در تمهيد القواعد ذكر مىنمائيم : مصنف در اين رساله گفته است : « ثم انّ الوجود الحاصل للماهيات المختلفة و الطبائع المتخالفة ، لا يقبل الوجود و العدم لذاته ، لما اشير في موضعه ، فيجب ان