و تمام اين قصيده در تاريخ ابن بىبى ، چاپ عكسى ، ص 126 - 122 مىتوان يافت .
ص 27 - نظام الدين احمد ارزنجانى : از افاضل كتاب و شعراء عهد عز الدين كيكاوس و علاء الدين كيقباد بشمار است و در روزگار علاء الدين كيقباد يكچند مورد خشم سلطان واقع شده بود و آخر بسبب فتحنامهيى كه هنگام پيروزى علاء الدين بر جلال الدين خوارزمشاه در قلم آورد مقبول حضرت سلطنت شد و منصب طغرا به دو مفوض گشت و ابن بىبى در ذكر رجال دورهء علاء الدين كيقباد وصف فضائل او بدينگونه مىآورد : و ملك السادة ولى الافضال و السيادة شعبة السرحة الطاهرة و زهرة الدوحة الزاهرة مالك البراعة و العبارة نظام الدين احمد امير عارض معروف به پسر محمود وزير كه بعد از سلطان ممالك كلام فردوسى طوسى رقاه اللّه مراقى الجنان و لقاه مراضى الغفران تلفيق قوافى مثنوى پهلوى را مبدعتر و ملفقتر ازو متصدى نشده و درج در ردرى درى [ را ] ماهرتر ازو نظامى اتفاق نيفتاده رباعى سؤال و جواب چون لؤلؤى خوشاب از نتائج طبع سليم و قريحهء مستقيم او تا بر نقاء لطف طبع و ملاء ظرف ظرف او بدان اعتقاد ازدياد يابد اثبات افتاد .
گفتم غم زلف تو دگر نتوان خورد * وز مشك تو بيش ازين جگر نتوان خورد
گفتا غم چشم و لب من نيز مخور * كآخر همه بادام و شكر نتوان خورد
( ابن بىبى ، چاپ عكسى ، ص 202 ) و ازين سخن چند نكته روشن مىگردد يكى آنكه نظام الدين احمد از سادات و ذريهء رسول ( ص ) بوده ديگر آنكه بسبك و طريقهء فردوسى ببحر متقارب شعر نيك مىسروده سوم آنكه در آغاز سلطنت علاء الدين كيقباد هم سمت عارضى ( وزير لشگر ) داشته است و قصيدهء او در مدح عز الدين كيكاوس بدين بيت آغاز مىشود :
از رنگ برآميختن غمزهء جادو * هرگز نشود شاد دل من ز غم تو
ابن بىبى ، چاپ عكسى ، ص 127 - 126
» » - ؟ ؟ ؟ كمال الدين كاميار : از اكابر امراء روم بود و در روزگار دولت علاء الدين كيقباد ( 634 - 617 ) پس از آنكه مدت دو سال در زاويهء عطلت بسر مىبرد مورد نظر و عنايت سلطان گرديد و به اوج اعتلا و ارتقا رسيد ، فتوح ارمنستان و گرجستان و