اضافات و توضيحات
ص 4 - دربارهء تخلّص مولانا ( خاموش ) حدس دانشمند مكرم جناب آقاى الفت تأييد مىشود بدينكه در تذكرهء نصرت مولانا با همين تخلص ياد شده است . تذكرهء نصرت محفوظ در كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار به شمارهء 2730 اين مطلب را دانشمند محترم آقاى مدرس رضوى استاد دانشگاه طهران بدين ضعيف يادآورى فرمودهاند .
ص 6 - استنباط اين ضعيف در شرح عبارت مولانا در ديباچهء دفتر اول مثنوى مبتنى بر آنست كه صديق بطور مطلق لقب ابو بكر خليفهء اول است و جملهء المنتسب الى - الشيخ المكرم بيان جهت انتساب حسام الدين چلبى است بوى كه به عبارت ( بما قال امسيت كرديّا ) تأييد شده است ولى استاد علامه فقيد محمد قزوينى در حواشى شد الازار چنين استنباط فرمودهاند كه مقصود از ( الشيخ المكرم ) ابو بكر حسين بن على بن يزدانيار ارموى است كه بنا ببعضى روايات قائل جملهء : امسيت كرديا و اصبحت عربيّا وى بوده است و نسبت حسام الدين حسن بن محمد چلبى كه بنص مولانا ارموى الاصل بوده به دو پيوسته مىگردد و اين استنباط مبتنى برآنست كه عبارت : المنتسب الى الشيخ المكرم - صفت بعد از صفت و توضيح ( الارموى الاصل ) باشد نه ( صديق ابن الصديق ) و جملهء : بما قال - بيان مكرم بودن ابن يزدانيار فرض شود نه مبين جهت انتساب حسام الدين به ابو بكر صديق از باب انحلال نسب و تبديل گوهر و پيداست كه بر اين فرض ( صديق ) بمعنى وصفى عام خواهد بود نه معنى شايع و مصطلح عرفى .
رجوع كنيد به : حواشى شد الازار ، طبع طهران ، ص 516 - 511 .
ص 6 - دربارهء لقب سلطان العلماء آنچه در ذيل صفحه از ولدنامه و مناقب افلاكى نقل شده ظاهرا مأخذ آن گفتهء بهاء ولد باشد در معارف بدينگونه : قاضى محو مىكرد سلطان العلمايى مرا . . . تو چگونه محو كنى سلطان العلمايى مرا كه عزيزى از عزيزان و گزيدگان حق در خواب ديد كه پيرى نورانى از خاصان حق بر بالاى بلنديى ايستاده