اين دو قسمت را سلطان ولد على التحقيق بعد از فراغ از مثنوى سابق الذكر برشته نظم كشيده و موضوع آنها نيز مسائل پراكندهء تصوف و شرح كلمات و مقاصد مولاناست و ازين جهت مثنويهاى ولدى حائز اهميت مىشود ، هرچند به نظر ادبى چندان مهم نيست . اكثر امثال و اصول مطالب سلطان ولد درين منظومات بر روى سخنان مولانا در مثنوى و ديگر آثار خود دور مىزند و اقتباسى است از آنچه او با بيان عالى خود به صورت عبارت آورده است ، ليكن چون غرض سلطان ولد شرح و حل آن مبهمات و مشكلات بوده و در غالب موارد پرده از روى آن رازها برداشته براى كسانى كه مىخواهند مطابق اصطلاح معروف آب از سرچشمه بردارند و حل اغراض مولانا را از كسى كه در دامن او تربيت شده بشنوند ارزش اين كتاب مجهول نخواهد بود .
از سلطان ولد رسالهاى منثور كه موضوع آن هم عرفان است بانضمام فيه ما فيه در طهران بطبع رسيده و بنام ( فيه ما فيه ) مشهور گرديده و بهطورىكه تحقيق شد ناشر از روى قياس اين اسم را بر روى كتاب گذارده و ظاهرا نام اصلى كتاب « 1 » ( معارف سلطان ولد ) مىباشد و آن خلاصهء تقريرات و مجالس اوست كه خود تحرير كرده و شرائط بلاغت را حتى الامكان مرعى داشته است .
سلطان ولد چهار پسر داشت : عارف چلبى ، عابد چلبى ، زاهد چلبى ، واجد چلبى . جلال الدين عارف چلبى فريدون از فاطمه خاتون دخت شيخ صلاح الدين در سنهء 670 بوجود آمد و مولانا در ولادت او اين غزل كه در نسخهء كليات طبع هند ديده نمىشود بنظم آورد :
هامش
( 1 ) - نسخهاى ازين كتاب در كتابخانهء دانشگاه ليدن از بلاد هلاند موجود است و در كنارهء خارجى كتاب نوشتهاند ( معارف سلطان ولد ) و دخويه در فهرست آن كتابخانه ( جلد 5 ص 40 - 41 ) عبارت اول كتاب را نقل كرده و درست مطابق است با آغاز اين نسخه و احتمال مىرود كه سلطان ولد به جهت اقتفاء جد خود كتاب را بدين اسم خوانده باشد .
و اطلاع بنده از وجود چنين كتابى در كتابخانهء دانشگاه ليدن مرهون عنايت و توجه استاد علامه محمد قزوينى است كه در ضمن مراسلهاى اين ضعيف را بدين مسئله متوجه فرمودهاند .