تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
مبارك باد بر ما اين فريدن * كه گردد پادشاه دين فريدون چو ماه آسمان تابان و روشن * چو قند و چون شكر شيرين فريدون بميدان سعادت گوى بازد * كند شبديز دولت زين فريدون برآيد همچو مه از برج اقبال * همه مهر و صفا بىكين فريدون ببرّد گردن ضحاك غمرا * بتيغ رفعت و تمكين فريدون به حمد اللّه كنون در قصر دولت * فزايد رتبت و آئين فريدون ز مادر روز يكشنبه بزاده * بتاريخ سنهء سبعين فريدون مه ذىالقعده و در هشتم او * بده ساعت پس از پيشين فريدون چو از پشت ( و ) نژاد خسروانست * بود مجنون چون شيرين فريدون ز مادر وز پدر شاه اصيلست * ز خلد آمد چو حور العين فريدون چو گردد هوشيار و سر فرازد * بدين شعرم كند تحسين فريدون هزاران سال عمرت باد و افزون * تو هم از جان بگو آمين فريدون
در سنهء 712 بعد از وفات سلطان ولد عارف چلبى خلافت يافت و او « 1 » براى ارشاد خدابنده بمذهب سنت و ترك تشيع به ايران سفر گزيد و ورود او به سلطانيه مصادف گرديد با مرگ خدابنده و عارف چلبى نيز در سنهء 719 وفات كرد و احمد افلاكى از مريدان وى بود و بامر او در سنهء 718 بتأليف مناقب العارفين همت گماشت . عابد چلبى ( 682 - 729 ) چهارمين خليفهء مولاناست و دو تن از فرزندان وى هم بدين منصب نائل شدند ، يعنى چلبى امير عالم ثانى و چلبى پير امير عادل چارم كه هشتمين و دهمين خليفه بشمارند ، واجد چلبى اكبر ( 685 - 733 ) سومين پسر سلطان ولد و پنجمين خليفهء مولانا است كه از نژاد او ( اگر نژادى داشته ) هيچ‌كس خلافت نيافت ، زاهد چلبى اكبر ( 686 - 734 ) به خلافت ننشست ، سلطان ولد دخترى داشت بنام ( مطهره سلطان عابد خاتون ) كه شانزدهمين خليفهء مولانا چلبى محمود عارف ثالث قره‌حصارى از نژاد او بود ،
هامش
( 1 ) - مناقب افلاكى .