تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
تا نبشتيم بهرشان شجره * باغشان داد بىعدد ثمره گرچه بد والدش قوى مشهور * نبد او همچو شمش دين مستور همه او را ز جان مريد بدند * در زمان ولد مزيد شدند اوليا را كه والدش بگزيد * نه ز تقليد بل ز غايت ديد بعد والد شد از ولد پيدا * كه چسان داشتند كار و كيا شرحشان كرد از دل و از جان * برملا تا شنيد پير و جوان يك دمى كرد شرح طاعتشان * يك دمى عزلت و قناعتشان يك دمى شرح قال جانيشان * يك دم از حالت نهانيشان هريكى را كرامتش چون بود * در نماز استقامتش چون بود هريكى را چه شكل صحبت بود * هريكى را ز حق چه رتبت بود حاصل احوال جمله را يك‌يك * بنمود و رهيد خلق از شك
مدت خلافت سلطان ولد تقريبا سى سال طول كشيد و در اين مدت كار وى نشر طريقت پدر و وضع آداب آن بود و اكنون اين نكته مسلم است كه اكثر آئينهاى مولوى در سماع و طرز لباس بنياديست كه سلطان ولد نهاده و او يكى از اقطاب تسعه « 1 » يا سبعهء مولوى بشمار است . وفات سلطان ولد در شنبه دهم رجب سال 712 واقع گرديد و ولادت او در 25 ربيع الآخر سنهء 623 اتفاق افتاده بود . مولانا به سلطان ولد محبت بىاندازه ابراز مىفرمود و مىگفت « انت اشبه الناس بى خلقا و خلقا » و بر ديوار مدرسه نوشته بود « بهاء الدين ما نيكبخت است خوش زيست و خوش ميرد » . سلطان ولد بتقليد « 2 » و اقتداء پدر آثارى بنظم و نثر انشا كرده و موجود است و از جمله آثار منظوم او يكى ديوان قصائد و غزلياتست كه قبل از شروع بنظم ولدنامه
هامش
( 1 ) - عبارتند از : سلطان العلماء ، برهان محقق ، مولانا جلال الدين ، شمس تبريز ، صلاح الدين ، حسام الدين ، شيخ كريم الدين بكتمر ( المتوفى 690 ) ، سلطان ولد ، عارف چلبى و آنان كه اقطاب را هفت مىشمارند شيخ كريم الدين و عارف چلبى را به حساب درنمىآورند . ( 2 ) - در مقدمهء ولدنامه بدين مطلب تصريح دارد .