آن را تمام ساخته بود و پيشتر يادآورى كرديم كه 27 غزل از گفتار سلطان ولد در كليات شمس درج كردهاند . اين اشعار عموما بسبك و پيروى مولانا گفته شده ولى چندان لطافت و متانتى ندارد .
ولدنامه مشتمل است بر سه جزء : بخش نخستين منظومهايست به وزن حديقهء سنائى و موضوع اصلى آن ذكر حالات و مقامات مولانا و همنشينان او ( شمس الدين و صلاح الدين و حسام الدين ) و بيان احوال مولاناى بزرگ بهاء ولد و برهان الدين محقق مىباشد . نهايت آنكه تاريخ مولانا مفصلتر و از آن بهاء ولد مختصر است .
در خلال روايات و اخبار تاريخى سلطان ولد همواره بشرح دقائق عرفانى و نتائج اخلاقى مىپردازد و روش زندگانى و اسرار حيات پرآشوب و انكارخيز پدر خود را با سخنان و حالات مشايخ پيشين وفق مىدهد و ازينروى توان انديشيد كه سلطان ولد اين كتاب را به منظور دفاع از مقام پدر خود و دفع شبهات معاندان بنظم آورده است . عدهء ابيات آن مطابق نسخهاى كه اين ضعيف در دست دارد روىهمرفته به 10000 مىرسد .
مؤلف مطابق اظهار خود اين مثنوى را اول ماه ربيع الاول در سال 690 آغاز كرد و در جمادى الاخرى از همان سال به پايان آورد ، چنان كه در تاريخ نظم آن گويد :
مطلع اين بيان جانافزا * بود در ششصد و نود يارا
گفته شد اول ربيع اول * گر فزون گشت اين مگو طوّل
مقطعش هم شده است اى فاخر * چارمين شنبه جمادى آخر
و بنابراين مدت چهار ماه صرف وقت در انشاء اين مثنوى نموده و شايد يكى از علل سستى اشعار و سخافت تراكيب آن شتاب و عجلهء گوينده در سرودن اين منظومه كه مستلزم عدم دقت مىباشد بوده است .
جزو دوم و سوم از مثنوى ولدى منظومهاى است ببحر رمل مسدس مقصور يعنى همان وزن مثنوى مولانا كه قسمت اولين را مصنف از رباب شروع نموده بعد بمطالب خود پرداخته و قسمت دومين نيز دنبالهء مطالب جزو اول مىباشد و علت شروع بانشاء مثنوى مزبور خواهش يكى از مريدان بوده است كه سلطان ولد كتابى بر وزن مثنوى مولانا بسرايد .