ز بس كو خون ز قرآن خورد آغاز * مگر ز آن خورد قرآن خون او باز
رسيده بود پيش صبغة اللّه * كه خونش صبغة اللّه گشت ناگاه
كه كرد اين از پى دنياى غدار * ندانم تا كرا بود اين ز دادار
نه ميل دنيا غدار كردند * كه با مردان دين اين كار كردند
يكى را بر سر قرآن بكشته * يكى را در نماز آسان بكشته
يكى را زهر دل در برفكنده * يكى در كربلا بىسر فكنده
ازين بگذر خدا را باش اصل اوست * دگر بر سر نه و سر دركش اى دوست
پس از اين ابيات در نسخههاى خطى اين بيت هست :
سوار دين پسر عم پيمبر * شجاع شرع صاحب حوض كوثر
و آن را در چاپ طهران بدين گونه تغيير دادهاند :
خصوص آن وارث دين پيمبر * چراغ شرع و صاحب حوض كوثر
نيز در مصيبتنامه پيش از مدايح علىّ بن ابى طالب در مناقب خلفاى سهگانه اشعارى دارد كه در چاپ طهران « 1 » آن را حذف كردهاند و در نسخههاى خطى بدين گونه است :
تا نبى صديق را محرم گرفت * صبح صادق جملهء عالم گرفت
صبح صدق از مشرق و مغرب بتافت * قاف تا قاف جهان دولت بيافت
جملهء عالم ازو پرنور گشت * چشم بد يا كور شد يا دور گشت
صدق مىباشد يكايك كار او * گر ندانى بحث كن اسرار او
چون نبى از خوان حى لايموت * در محيط صدر او مىريخت قوت
تشنه بودش هفت سقف دلفروز * كو نخوردى قوت هر مه هفت روز
گاه مال و گاه جان مىباخت او * با رسول و با خدا مىساخت او
هامش
( 1 ) - چاپ طهران 1354 ص 28