عطارهاى ديگر
گذشته از عطار ديگرى كه او هم به زبان فارسى شعرى گفته و شايد نيشابورى بوده باشد و در هر حال دويست سال درست پس از فريد الدين عطار مىزيسته است و پس از اين دربارهء او بحث خواهم كرد همواره در هر زمانى گروهى بسيار از دانشمندان ايران از هر طبقه به شهرت عطار يا لقب عطار ، معروف بودهاند كه اگر بخواهم نام همهء ايشان را ببرم كتاب جداگانه مىبايست نوشت و شايد بد نباشد اگر روزى كسى مجموعهاى از همهء كسانى كه در اسلام به اين لقب و شهرت معروف بودهاند بپردازد . چون ممكن است برخى از اين مطالب ناروا كه دربارهء فريد الدين عطار نيشابورى نوشتهاند مربوط به عطارهاى ديگرى بوده باشد كسانى را كه ممكن است با فريد الدين عطار اشتباه كرده باشند در اينجا نام مىبرم . از همه معروفتر علاء الدين محمد بن محمد عطار بخارى است كه از بزرگان مشايخ تصوف از سلسلهء نقشبندى بوده و از بزرگان اصحاب خواجه بهاء الدين نقشبند به شمار مىرفته و در زمان خود تربيت بعضى از مريدان را به وى واگذار مىكرده است و مىگفته است علاء الدين بار بر ما سبك مىكند و وى صوفى بسيار عزيز محترمى بوده چنانكه مير سيد على گرگانى گفتهاند تا من به صحبت خواجه علاء الدين نپيوستم خداى را نشناختم يا سيد شريف گرگانى گفته است تا به صحبت خواجه علاء الدين عطار نپيوستم خداى را نشناختم و وى در شب چهارشنبهء 20 رجب 802 پس از نماز خفتن درگذشته و قبر او در ده نو چغانيان بوده است « 1 » و وى مؤلف رسائل چند در تصوف است .
هامش
( 1 ) - حبيب السير چاپ بمبئى جزو سيم از جلد سيم ص 87 ، نفحات الانس ص 250 - 252 ، فرهنگ جهانگيرى در كلمهء كلاه ، سفينة الاولياء ص 80 ، خزينة الاصفياء ج 1 ص 551 ، رشحات عين الحيات تاليف علىّ بن حسين واعظ كاشفى معروف به صفى چاپ 1911 - 1912 ص 79