پاى عطار دفن كنند . قاضى نپذيرفت و گفت : روا نيست پسر من در پاى پيرك افسانهگوى به خاك رود و او را جاى ديگر دفن كردند . چون شب شد قاضى ديد كه بر سر خاك عطار است و ابرار و اقطاب و رجال اللّه جمع آمدهاند و به او احترام مىكنند ، قاضى از اصحاب شرمنده شد ، بلكه به مجلس نارفته احترام بازگشت ، فرزند خود را گريان ديد و گفت : اى پدر تقصير كردى و مرا از بركت رجال اللّه بازداشتى ، زود درياب كه بهشت من قدم ابرار است . قاضى بامداد نزد اقرباى شيخ رفت و اجازه خواست پسرش را همانجا دفن كردند و توبه كرد و در سر قبر او عمارت ساخت .
مرقد
چنانكه گذشت دولتشاه گويد كه قاضى يحيى بن صاعد نخست بر سر قبر عطار عمارت ساخت و سپس گويد قبر عطار بيرون شهر شادياخ است در جائى معروف به شهر بازرگان و عمارت آن مختصر و ويران بود نظام الدين امير علىشير عمارتى ساخت و جاى ديگر « 1 » جزو آثار امير علىشير روضهء حضرت سيد عارف قاسم انوار و شيخ فريد الدين عطار را ذكر مىكند . جامى نيز گويد قبر وى در نيشابور است و همين نكته را مؤلفين طرائق الحقائق و مجالس المؤمنين و روضات الجنات و خزينة الاصفياء و مجالس العشاق نيز مكرر كردهاند و شيخ علىنقى كمرهاى همان گفتهء دولتشاه را آورده است . چنانكه پيش از اين گذشت حال كنونى قبر عطار را مؤلف مطلع الشمس « 2 » وصف كرده است و مسلم است كه بناى كنونى را در سال 891 امير علىشير نوائى ساخته و در 892 كه دولتشاه تذكرة الشعراء را مىنوشته است اين ساختمان به پايان رسيده بود و بدين گونه بنائى
هامش
( 1 ) - ص 50
( 2 ) - ج 3 ص 101 - 102 ، 105 ، 107