كه اين پسر تو آتش در سوختگان عالم زند . و همين نكته را مؤلف مجالس المؤمنين و روضات الجنات هم آوردهاند . اين سفر در حدود سال 618 بوده است و در اين زمان جلال الدين محمد 14 ساله بوده « 1 » و در اين صورت مثنوى اسرارنامه را عطار پيش از 618 سروده است .
اما تاريخهائى كه پس از 627 است نيز پذيرفتنى نيست زيرا كه به دلايلى پيش از اين ثابت كردم كه عطار در حدود 537 ولادت يافته و چون بيش از نود سال نزيسته است ممكن نيست از 627 به بعد زنده بوده باشد و بهترين دليل اين است كه از همهء تاريخهاى مختلفى كه در رحلت او آوردهاند سال 627 را بيشتر تكرار كردهاند و تقريبا متداول است وانگهى يگانهء تاريخى است كه روز و ماه را هم با آن توأم كرده و دهم جمادى الاخرهء 627 نوشتهاند و در نفحات الانس كه قديمىترين و معتبرترين سند ما در احوال عطار است يگانه تاريخى است كه ثبت شده پس بدين دلايل تاريخ درست مرگ عطار همان دهم جمادى الاخرهء 627 است .
دولتشاه مىنويسد عطار در زمان فترت چنگيز خان به دست لشكر مغول افتاد و در قتل عام شهيد شد و تعجيل قتل خود مىكرد . گويند مغولى مىخواست او را بكشد مغولى ديگر گفت : اين پير را مكش كه به خونبهاى او هزار درم بدهم .
مغول خواست او را نكشد ، گفت مفروش كه بهتر از اين خواهندم خريدن . شخصى ديگر گفت : اين پير را مكش كه به خونبهاى او يك توبره كاه مىدهم . گفت به فروش كه به از اين نمىارزم و شيخ شربت شهادت نوشيد . چنانكه پيش از اين گذشت در كتيبهاى كه بر سر خاك او هست به همين داستان اشاره كردهاند و از اينجا پيداست كه اين داستان در قرن نهم كاملا رواج داشته است . نويسندگان ديگر
هامش
( 1 ) - رساله در تحقيق احوال مولانا جلال الدين محمد تاليف آقاى بديع الزمان فروزانفر طهران 1315 ص 18