به ترتيب تاريخ بدين قرار است :
586 پنج بار ، 587 دو بار ، 589 سه بار ، 597 چهار بار ، 602 يكبار ، 607 دو بار ، 610 يكبار ، 617 دو بار ، 618 سه بار ، 619 هفت بار ، 621 يكبار ، 622 يكبار ، 626 دو بار ، 627 بيست و نه بار ، 628 يكبار ، 632 چهار بار ، 672 يكبار ، 688 يكبار ، 690 يكبار ، 727 دو بار .
از ميان اين گفتارهاى مختلف هر تاريخى كه پيش از 627 باشد به هيچ وجه پذيرفتنى نيست زيرا كه پيش از اين گذشت كه عطار مفتاح الفتوح را روز جمعهء 15 ذىحجهء 578 و منطق الطير را روز سهشنبهء 20 ذىحجهء 583 تمام كرده است و پس از آن مىدانيم كه معاصران او همه در آغاز قرن هفتم درگذشتهاند چنانكه سعد الدين حموى در 605 و مجد الدين خوارزمى در 616 و سلطان علاء الدين محمد بن تكش خوارزمشاه در 617 و قطب الدين حيدر در 618 و نجم الدين كبرى نيز در 618 درگذشته است . مستشرق فرانسوى ادگار بلوشه در مجلد دوم فهرست كتابهاى خطى فارسى كتابخانهء ملى پاريس « 1 » مىنويسد كه عطار دو بار در تذكرة الاولياء آورده است كه آن كتاب را در 617 در زمان محمد خوارزمشاه نوشته است . از طرف ديگر مىدانيم كه قطعا عطار در سال 618 زنده بوده زيرا كه به گفتهء جامى در نفحات الانس چون بهاء الدين ولد پدر جلال الدين محمد بلخى مولوى با پسرش از خراسان هجرت كرده در راه كه به نيشابور رسيده است عطار را ديده و وى نسخهاى از اسرارنامه به جلال الدين محمد داده و به گفتهء دولتشاه « 2 » در اثناى آن سفر چون به نيشابور رسيدند شيخ فريد الدين عطار قدس اللّه روحه به ديدن مولانا بهاء الدين آمد و در آن وقت مولانا جلال الدين كوچك بود ، شيخ عطار كتاب اسرارنامه را به هديه به مولانا جلال الدين داد و مولانا بهاء الدين را گفت : زود باشد
هامش
( 1 ) - ج 3 ص 78 - 79
( 2 ) - ص 193