حكمرانى كردهاند و در اين صورت گويندهء اين كتاب در اواسط قرن پنجم مىزيسته و نزديك صدسال پيش از ولادت عطار زندگى مىكرده است . مؤلف اين كتاب خود در سبب نظم آن گويد :
چو گفتم اندر و چندين حقايق * نهادم نام او كنز الحقائق
و چون اين كتاب هم اشعار بسيار سست دارد گذشته از آنكه تاريخ نظم آن به زندگى عطار مربوط نيست اين اشعار نيز ممكن نيست و از فريد الدين عطار باشد .
36 ) گل و بلبل كه در بستان السياحة و آتشكده و روز روشن به عطار نسبت دادهاند و همان بلبلنامه است كه پيش از اين ذكر آن آمد يا ممكن است نزهة الاحباب باشد .
37 ) گل و هرمز كه در تذكرة الشعراء و هفت اقليم به نام او آمده و حاج خليفه در كشف الظنون گويد از شيخ عطار ابو عبد اللّه ميانجى متوفى در 619 است و اگر مراد او از ابو عبد اللّه ميانجى فريد الدين عطار باشد پيداست كه خطاى فاحش است .
گل و هرمز نيز مثنوى كوچكى است كه بيت اول آن اين است :
بنام آنكه جان داد و جهان ساخت * زمين را جفت طاق آسمان ساخت
اين منظومه نيز مردد است كه از فريد الدين عطار باشد .
38 ) لسان الغيب منظومهاى است در حدود 5400 بيت كه بيت اول آن اين است :
اسم توحيد ابتداى نام اوست * مرغ روحم جملگى در دام اوست
مؤلف در آن كتاب گويد :
هر كه برخواند لسان الغيب را * مىشود با اصل بينش آشنا
هركه برخواند كتاب مظهرم * همچو مانى آيد او اندر برم
هركه برخواند جواهر ذات را * او ببيند جملهء ذرات را