احتمال بسيار مىرود كه همان بىسرنامه باشد كه بدين گونه تحريف شده است .
34 ) كنز الاسرار مثنوى كوچكى است كه بيت اول آن اين است :
سپاس و حمد بر خلاق عالم * كه از خاكى پديد آورد آدم
و در پايان آن اين بيت هست :
رساند نفع آن بر خاص و عام اين * كه در ششصد نود نه شد تمام اين
و اين همان بيت است كه در پايان ترجمة الاحاديث يا مواعظ هم آمده و پيداست كه گويندهء آن همان گويندهء ترجمة الاحاديث يا مواعظ است كه هفتاد و دو سال پس از مرگ عطار آن را سروده و به هيچ وجه به فريد الدين عطار مربوط نيست و در بعضى نسخهها تاريخ 690 را دارد .
35 ) كنز الحقائق مثنوى ديگرى است شامل نزديك 800 بيت كه بيت اول آن اين است :
بنام آنكه اول كرده آخر * بنام آنكه باطن كرد ظاهر
و بعضى نسخههاى ديگر آن به اين بيت آغاز مىشود :
بنام آنكه جان را نور دين داد * خرد را در خدادانى يقين داد
و اين همان بيت اول اسرارنامه است و از همينجا پيداست كه اين كتاب هم از آن كتابهاى مجعول است كه به عطار بستهاند . در اين مثنوى اشعارى در مدح كسى هست كه در صدر آن نوشته شده : « در مناقب خسرو عادل نيكو غازى » و بيت اول آن اين است :
امير المؤمنين نيكوست غازى * كند با كافران شمشيربازى
احتمال بسيار مىرود كه اين كلمه نيكو نباشد و بلكه منكو بوده است كه آن را به نيكو تحريف كردهاند و منكو مراد همان امير منكوج يا منكو جك غازى است كه از امراى ترك بوده و البارسلان وى را حكمرانى ارزنجان داده و از سال 464 در ارزنجان حكمرانى كرده و تا 650 فرزندان او در ارزنجان و ديورگى