مجعول كشته شدن عطار را شنيده آنها را با اين اندازه از بىاطلاعى و بىمايگى در شعر ساخته است و اين منظومه هم قطعا از همان عطار ديگرى است كه ذكر او خواهد آمد . اين كتاب در طهران در سال 1309 قمرى و در لكنهو در جزو مجموعهاى به نام گنجينهء عرفان سه بار چاپ شده از آن جمله يكبار در 1294 و بار سوم آن در 1315 قمرى انتشار يافته است و نيز جزو مجموعهاى به نام رهبر راه حق در لكنهو در 1302 قمرى و جداگانه در كانپور در 1266 قمرى چاپ شده است و آخرين بار در طهران با منظومهء ارواح شاه نعمة اللّه در 1357 چاپ كردهاند .
8 ) پسرنامه كه تنها حاج خليفه در كشف الظنون نام برده و ترديدى نيست كه همان بىسرنامه است كه يا مؤلف درست نخوانده و يا در چاپ كردن اشتباه كردهاند .
9 ) پندنامه اين كتاب معروفترين مثنويات عطار است كه هرچند خود در مؤلفات ديگر خويش نامى از آن نبرده ولى قطعا از اوست و مثنوى كوچكى است در حدود 850 بيت كه آغاز آن اين است :
حمد بىحد مر خداى پاك را * آنكه ايمان داد مشتى خاك را
و در بعضى نسخههاى خطى بيت اول آن اين است :
ابتدا كردم بنام كردگار * خالق خلق از صغار و از كبار
اين كتاب را به تازى و تركى و هندى هم ترجمه كردهاند . ترجمهء تازى آن از احمد راشد خلوتى مصرى انصارى است كه در 1255 قمرى تمام كرده و در 1289 در مصر چاپ شده و در آن چاپ متن فارسى نيز هست و در زير هر بيت از متن فارسى ترجمهء تازى آن را آوردهاند . به زبان تركى چهار بار ترجمه كردهاند : يكى ترجمهء امرى ادرنوى متوفى در 988 كه به فرمان سلطان بايزيد بن سليمان آل عثمان در 15 محرم 969 تمام كرده است و بيت اول آن اين است :
ابتدا كردم بنام آن كريم * مبدع كونين سلطان قديم