تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
اول آن اين است :
بنام كردگار هفت افلاك * كه پيدا كرد آدم از كفى خاك
و اين كتاب در طهران در 1355 - 1356 1316 با غلطها و افتادگىهاى بسيار چاپ شده . از اين كتاب دو روايت بدست است و ظاهرا كسى در آن دست برده و مقدمهء آن را كه تا آغاز صحيفهء 29 چاپ طهران در مناقب ابو بكر است تغيير داده و روايت دوم كه نسخهء خطى هم از آن هست با اين بيت آغاز مىشود :
الهىنامه را آغاز كردم * بنامش نامه را سرباز كردم
و مصرع دوم در نسخه‌هاى خطى « بنامت باب نامه باز كردم » يا « در گنج سعادت باز كردم » ضبط شده است . اين كتاب قطعا از عطار است زيرا كه در آن نيز از ركن الدين اسكافى كه پيش از اين ذكر او رفت و در جاهاى ديگر نام او را برده اسم مىبرد و دربارهء او مىگويد :
به اسكافى يكى گفت اى سرافراز * ز معراج نبى رمزى بگو باز مرا تا سر معراجش كه چون بود * بگفت او هم درون و هم برون بود يكى بدذات او در بود آنجا * يقين مىديد او معبود آنجا مكانش در حقيقت لامكان داشت * چرا كاندر مكان او جان جان داشت همه او بود ليكن در حقيقت * شدش خاموش و دم زد در شريعت
6 ) بلبل‌نامه مثنوى است در معاشقات گل و بلبل و به همين جهت آن را گل و بلبل هم ناميده‌اند و در اين داستان مجلسى در حضور سليمان تشكيل يافته و او باز را در پى بلبل مىفرستد و باز بلبل را خواهى نخواهى بدان مجلس مىآورد و بلبل عقايد خود را در آنجا مىگويد و معايب جانوران ديگر را يكان‌يكان بيان مىكند . در پايان اين كتاب چنان‌كه گذشت گويندهء اين اشعار نصايحى خطاب به ضياء الدين يوسف نام پسر خود دارد كه در آن زمان چهارساله بوده است و اين قسمت را در چاپ طهران حذف كرده‌اند . چون عطار ديگرى كه گويندهء
زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 115 | سعيد نفيسى